نگارنده ، آرا و عقايد حكماى مشّاء و اشراق و عرفا را در اين مسأله نقل و جهات صحّت و سقم عقايد را بررسى نموده و بعد مذهب مختار خود را بيان مىنمايد .
و در آخر بحث ، به نقل مطالب رسالهء « سبيل الرشاد » آقا على مدرس مىپردازد .
ان شاء اللّه تعالى اگر توفيق تحرير آنچه در نيت است دست دهد ، نوشتهء حقير شايد مفصلترين اثر در معاد باشد كه به مشرب صدر المتألّهين و اهل عرفان ، تحرير شده است .
« وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ »
[ 1 ] .
بحث و تحقيق
نقل و تزييف
نقل طريقه و بيان مشرب محققان از حكما و فلاسفهء مشّائى اسلامى و اعاظم از اساطين حكمت در دورهء اسلامى يعنى اكابر از افاضل تابعان شريعت محمدى - قدّس اللّه أسرارهم و شكر اللّه مساعيهم .
بنابر مبناى محققان فلاسفهء مشّاء و ممشاى حكيم فاضل ابو نصر فارابى و شيخ دانا ابن سينا و اتباع آنان از محققان حكماى مشائى و اشراقى در دوران با بركت اسلامى كه اعاظم آنان مانند فارابى و شيخ رئيس و بهمنيار و خواجهء طوسى و مير داماد از مملكت عزيز ما برخاستهاند ؛ و بنابر قواعد مقرر در فلسفهء آنان ، با برهان نمىتوان معاد جسمانى را اثبات نمود . و بر طبق مرام آنان ، در نفس ، بعد از مفارقت از بدن ، جهتى صالح از براى تعلق به ابدان نمىماند . بنابر مسلك حكماى اشراقى اسلام - كه رئيس آنان و زنده كنندهء اين حكمت ، شيخ سعيد شهيد شهاب الدين سهروردى است - نيز معاد جسمانى درست قابل تصحيح نيست [ 2 ] .
شرح
[ 1 ] . احزاب ( 33 ) آيهء 4 .
[ 2 ] . برخى از دوستان ، پيرامون مسألهء معاد و عالم برزخ سؤالاتى نمودهاند . و بعضى نيز مناقشات و اشكالاتى به مطالب رسالهاى كه حقير در عالم مثال تحرير نموده است ، فرمودهاند ، از قبيل عدم تماميت برخى از دلايل عقلى جهت اثبات برزخ و جواب خواستهاند . نامهاى نيز داشتم كه نويسنده ،