مشهور ، عقيده دارند كه حصول مزاج ناشى از تركب اصول و عناصر ، سبب افاضهء نفس بر بدن مىشود . و آنچه كه به بدن مفاض و متعلّق مىشود ، عبارت است از موجود مجرد تام يعنى عاقل و معقول بالفعل مترفع از اجسام و مواد ؛ و چون حلول مجرد و حصول آن در مادهء بدنى محال است ، گويند : نفس ، به بدن تعلق دارد و صورت تماميت بدن است و تعلق آن ، تدبيرى است . لذا بايد به دو مطلب اقرار نمايند :
يكى آن كه ، از مجرد تام و تمام و مادى صرف ، نوعى تام الوجود و التحصّل - مثل انسان - موجود شود كه از باب جواز حمل ( الإنسان حيوان ناطق ) به حسب وجود متحد باشند ، لوجوب اتحاد اجزاء حمليه .
و ديگر آن كه ، اذعان نمايند كه شىء مجرد تام عاقل الذات و معقول الوجود ، داراى مقام و مرتبهاى باشد جدا از بدن ، و اضافهء به ابدان ، جهت تكامل عرضى ، در مقام متأخر از ذات آن فرض شود . نه مركب از امر مجرد « امرى » و هويت مادى - مجرد صرف و مادى محض - قابل قبول است و نه به مشرب برهان ، حقيقت مجرد تام و تمام ، اضافه به مادى محض را قبول مىنمايد [ 1 ] .
شرح
به تركيب اتحادى ماده و صورت است . و در باب اتحاد نفس و بدن و تركيب ماده جسمانى ( بدن ) و مجرد امرى ( نفس ) چند برهان آورده است كه معاصر نحرير او علامه دوانى به ابطال و ايراد مناقشات بر مطالب او پرداخته و صدر الحكما به مشرب خود از مناقشات جواب داده است . ملا صدرا از قايلان به تركيب اتحادى ماده و صورت است ، ولى بين اتحاد مختار ملا صدرا و اتحادى كه مير صدر بيان كرده است ، فروق زيادى است . ما ، در حواشى بر اجوبة المسائل و در تعليقات بر اين قسمت از جواهر و اعراض ، مفصل ، اين مبحث را تقرير نمودهايم . ملا صدرا تركيب اعراض ذاتى و جواهر محل انبعاث اين اعراض را نيز تركيب اتحادى مىداند .
[ 1 ] . استاد ما ، « 1 » در حواشى بر اوايل مبحث نفس اسفار ، در اين مقام گويد : « الجمهور يرون تعلّق النفس بالبدن من لوازم حدوثها لا من السوانح . . . » ، مجردى كه در مقام ذات ، تامّ الوجود باشد و فقط جهت
هامش
( 1 ) و هو الأستاد الكامل الحاج السيد محمد حسين الطباطبائى ، دامت إفاضاته .