بايد دانست كه نفس مجرد تام و تمام ، با فرض تجرد ذات و تماميت وجود امكان ندارد به بدن مادى تعلّق گيرد ، چون مجرد تام الوجود كه عقل باشد نسبتش به همهء ابدان و ماديات متساوى است . و عقل مجرد ، مبدأ تحقق نظام كلى است نه تدبير نظام جزئى ، كه تدبير بدن شخص جزئى موجود در عالم مكان و زمان باشد .
امكان ندارد نفس ناطقه ، مجرد تام باشد و در صميم ذات و جوهر وجود ساقط الإضافة از بدن بوده و تعلق به بدن از عوارض و سوانح بشمار آيد ؛ چون مشهور تصريح نمودهاند كه نفس مفاض به بدن به حسب جوهر ذات ، مجرد تام است . و مجرد تام ، عقل و عاقل و معقول است . و نمىشود چنين حقيقتى جهت تكامل عرضى - نه ذاتى و جوهرى - از مقام تجرد تام تنزل نموده و مدتها عقل هيولانى و بعد ، عقل بالقوهء قريب به فعل باشد تا برسد به جايى كه بتواند حقايق را ساقط الإضافة از مواد و اجسام و عوارض تعقل نمايد .
لذا اهل تحقيق ، اذعان نمودهاند كه اضافهء به ماده و حصول فعليت و تماميت ذات ، بدون تعلق به مواد ، به مقامات عالى حاصل از حركات جوهرى نفس اختصاص دارد كه به مقام عقل و اصل مىشود . و نفس از آن جايى كه نفس است ، يعنى نفس بودن نفس نحوهء وجود خاص آن است و از اين جهت داراى هويت و حقيقتى كه نفس نباشد ، در آن نمىتوان نشان داد ، و عقل مجرد تام الوجود امكان ندارد در برخى از احيان ، مادهء معقولات و قابل صور كليه باشد . و ارتسام صور در مجرد تام و حلول صور ، در شىء مجرد ، از محالات و با حصول قوه و استعداد و ماده و با تجسّم محل قابل صور ، ملازم مىباشد [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] . آخوند ملا صدرا در مبحث نفس به اين معنا تصريح فرموده است . و در جواهر و اعراض اسفار و اجوبهء مسائل ، « 1 » مفصل ، تركيب مجرد و مادى را ابطال نموده است . صدر الدين دشتكى از قايلان
هامش
( 1 ) اين رساله با حواشى نگارنده جزو انتشارات مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم به انضمام المسائل القدسيه و متشابهات القرآن به طبع رسيده است .