جسمانى نزديكتر است ، ولى بدن مثالى ، بدن مثالى موجود در نزول وجود است ، و بدن موجود قبل از نشئهء وجودى نفس ، نمىشود ملاك حشر قرار گيرد .
لأن الجنّة التي اعدّت للمتّقين ، نتيجهء اعمال و ثمرهء افعال است كه بعد از اين نشأه قرار گرفته است . و ديگر آن كه حشر و معاد ، در صعود وجود و قوس صعودى قرار دارد ، نه در نزول وجود و رجوع به ما قبل وجود خود بعينه و گرنه دايرهء وجود تمام نشود و صعود ، محاذى نزول قرار نگيرد . نگارنده ، در مباحث مثال ، مفصّلا اين بحث را تقرير نموده است .
نقل و تزييف
حكيم متألّه نحرير ، آخوند ملا عبد الرزاق - قدس سره - عقيده دارد كه برخى از حكماى اسلامى مثل شيخ رئيس و اتباع او در فلسفهء مشّائيه ، در معاد جسمانى مقلّدند آن هم مقلد صرف . او بعد از نقل قول اهل كلام در معاد كه به معاد جسمانى معتقدند ، گويد : جمهور مسلمين در معاد جسمانى مطلقا بر دو مذهبند :
يكى مذهب اكثر متكلّمين ، دوم مذهب محققين و متكلمين كه به دو معاد جسمانى و روحانى معتقد هستند . و حكماى اسلام بلكه جميع حكماى الهى نيز قايلند به معادين جميعا ، ليكن در معاد جسمانى ، مقلّد باشند و به تصديق انبيا اكتفا نمايند و تصحيح اين معاد به استقلال عقل نتوانند كرد [ 1 ] .
شرح
قابل كون و فساد و متصف به حركات و تعلقات مادى و داراى وضع و قابل اشارهء حسى - فرق نگذارد و بگويد : ابدان اخروى و دنياوى و نشأت دنيا و آخرت يك چيزند ، اصولا حق ندارد در اين قبيل مباحث وارد شود ، و نبايد با او در اين قسم از مطالب ، صحبت نمود . دربارهء اين اشخاص بايد گفت :« ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ »« 1 » و « دعهم يأكلون الخبز و يمشون في الأسواق » « 2 » .
[ 1 ] . گوهر مراد ، ص 149 ، شيخ رئيس - اعلى اللّه مقامه - در مبدأ و معاد ، بر امتناع عود روح به بدن مادى
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 91 .
( 2 ) . به آيهء 20 از سورهء فرقان ( 25 ) اشارت دارد .