واسعهء الهى كه - رحمتى وسعت كل شىء - بر مبدأ عذاب كه ناشى از صور متأخر از فطرت ذاتيه است به حكم - و اللّه غالب على أمره - غلبه نموده و مآل همهء نفوس به رحمت است و شرك و كفر نسبت به فطرت توحيد به مقتضاى - ما من دابة في الأرض إلّا و هو آخذ بناصيتها انّ ربي على صراط مستقيم - عرضى و بالأخره زايل شدنى است كه :
از رحمت آمدند و به رحمت روند خلق * اين است سرّ عشق كه حيران كند عقول
خلقان ، همه ، به فطرت توحيد ، زادهاند * اين شرك ، عارضى شمر و عارضى يزول ؟
محيى الدين - ابن عربى - در فصوص و فتوحات با آن كه كفّار و مشركان و . . .
را مخلّد در دوزخ مىداند به انقطاع عذاب ، از اهل عذاب ، قائل شده است .
و برخى از اهل تحقيق ، از او متابعت كردهاند . و بعضى گفتهاند خلود در نار ، ضرورى دين است نه دائمى بودن عذاب . بر اين مسأله برهان و دليل نيز اقامه نمودهاند كه بيان خواهد شد .
يعنى گمان كردهاند اولين كسى كه قائل به انقطاع عذاب است ، شيخ اكبر است و گفتهاند : أوّل من أبدع هذه الشبهة الشيطانية مميت الدين ابن عربي . و برخى اين گفته را به استاد مشايخ عرفان و حكمت ، آخوند نورى نسبت دادهاند .
و اين امر ، نزد متتبّع واضح است كه اولين قائل ، ابن عربى نيست و ظاهرا جمع كثيرى از عرفا به اين مطلب تصريح نمودهاند ، از جمله جلال الدين محمد بلخى [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] . مولانا در مثنوى گويد :اصل نقدش ، لطف و داد و بخشش است * قهر بر وى چون غبارى از غش استمىدهد جان را فراقش گوشمال * تا بداند قدر ايام وصال .مولوى همان گفتهء شيخ اكبر را با بيانى خاص و تقريرى مخصوص به خود ، در مثنوى آورده است .