صدور آن مستلزم محال نيست و ماهيت ، ممكن است يعنى به واسطهء وجود اخسّ ، امكان آن احراز شده است .
و يا آن كه مبدأ فعال وجود ، بر ايجاد جميع ماهيات امكانيهء حقايق وجوديه از جمله ممكن اشرف قدرت دارد ، ولى جهت اخس را به اشرف ترجيح داده است .
به عبارت ديگر ، فاعل كل ، با علم و قدرت ، در مقام خلقت مرجوح را بر راجح ترجيح داده است . جميع اين شقوق ، نزد ابناء عقل و اسلّاى [ 1 ] خرد باطل است .
شرح
تام و نبودن لوازم فردى لازم ماديات - به چه حاصل است ؟ آيا مىشود فرضا دو عقل مجرد تام و تمام در عرض يك ديگر كه از جهت احاطه به ماديات و معاليل برزخى و مادى نسبت مساوى دارند ، با فرض آن كه نوع مجرد ، منحصر به فرد است ؟ فصل منوّع بين اين دو نور صرف واقع در عرض يكديگر و حاصل در عالم دهر ، چيست ؟
ديگر آن كه مجرد تام كه در باطن عالم مادون خود قرار دارد و به مادون محيط است ، چه چيز سبب شده است كه يكى علت و مدبر يك سلسله از افراد و ديگرى روح و مدبّر افراد متعدد ديگر واقع شود با تساوى رتبهء وجودى آنها و تجلى و ظهور در مظاهر مثالى و مادى و سريان فعلى هر دو در مظاهر مثالى و مادى ؟
جواب آن كه عقول عرضيه ، از حيث اضافه به افراد مثالى متعدد به ملاحظهء سنخيت ذاتى و تجلى در افراد نوع خود ، در عالم ماده متميزند و بين مجردات واقع در عرض يكديگر تباين بالذات تحقق ندارد و حقايق مثاليه و عقليه هر كدام ذات خود را در وجود رفيق خود كه مصداق ( المؤمن مرآة المؤمن ) است ، شهود مىنمايد و در عقول لاحقه نيز از ناحيهء ملكات حاصله در عالم ماده به واسطهء مبدئيت نفس از براى افعال متعددهء ناشى از ارادات و تصورات و تصديقات مبدأ تحريك عضلات و بالأخره ايجاد افعال و تأثير افعال در افكار و حصول ملكات راسخه يا غير راسخه در نفس ناطقه اين نوع تمايز حاصل مىشود .
و ديگر آن كه بين عقول عرضيه كه از اشعّات حاصله از عقول طوليه موجود شدهاند ، شدت و ضعف وجود دارد و اين شدت و ضعف ، موجب وقوع فردى در مرتبهء علت و ديگرى در مرتبهء معلول نمىشود ، كما ذكرناه مفصّلا في رسالة عملناها في هذه المسألة التي كلّت عن درك كنهها الأذهان و إن شئت تفصيلها فعليك بالمراجعة إلى هذه الرسالة ؛ فإنّ فيها ما يشفي العليل و يروي الغليل .
[ 1 ] . جمع سليل به معناى فرزند است .