بيان نمودهاند كه ما ، در اين رساله ، عقايد آنان را تحرير مىكنيم . مثل اين كه برخى ، جهت تصحيح حشر اجساد ، اجسام فلكى را موضع تخيل برخى از نفوس دانستهاند . و برخى از اهل اشراق ، ملاك حشر اجساد را فرد برزخى در قوس نزول دانستهاند كه « و للناس فيما يعشقون مذاهب » [ 1 ] . ما بيان خواهيم نمود كه معاد و محشور در يوم نشور ، عين بدن موجود در دار غرور است .
نقل و تحقيق
فيلسوف بارع و عارف كامل ، آخوند ملا عبد الرزاق در گوهر مراد گويد :
« نزد محصلين از حكما و محققين از صوفيه و متكلمين ، حقيقت انسان ، مركب از نفس مجرد و بدن مادى [ است ] . هيچ يك از نفس و بدن ، على حدته مصداق حقيقت انسان نتواند بود . چون ما پيش از اين اثبات كرديم تجرد نفس ناطقه را ، پس باطل شده مذهب طبيعيين و جمهور متكلمين . و چون بيان كرديم كه نفس ناطقه در مبدأ فيضان - كه مسما است به عقل هيولانى - نيست مگر امرى بالقوه و فعليتى حاصل نتواند بود مر او را مگر از كمالات علميه و عمليهء حاصله به وساطت
شرح
[ 1 ] . بنابر انحصار تجرد نفوس به تجرد عقلانى و نفى تجرد برزخى ، بايد حشر ، به كسانى اختصاص داشته باشد كه به تجرد عقلى تام رسيده باشند .
و ديگر آن كه قرار دادن ملاك حشر اجساد را موضع فلكى جهت تخيل نفوس انسانى - با آن كه به تجرد خيال معتقد نيستند و بنابر مادى بودن خيال ، اين قوه مسلما فانى و معدوم مىشود - و يا حمل نمودن كثيرى از مواعيد نبوت را - از قبيل حشر اجساد و بعث از قبور و سؤالات بعد از موت - بر ابدان و اجسام مثاليه در قوس نزول ، از حيث ترتب تالى فاسد ، در رتبهء انكار حشر اجساد است . و بهتر بود اين جماعت ، آيات ناظر به حشر اجساد و ظواهر وارد راجع به حور و قصور و غلمان و جنات عدن تجرى من تحتها الأنهار را مثل آيات و روايات دالّ بر تجسيم ، توجيه مىنمودند و از باب آن كه سر و كار پيغمبر با اعراب باديهنشين بود ، اين آيات را بر امور معنويه حمل مىنمودند ، چون اين آيات ، از آيات مربوط به مبدأ و صفات و افعال او زيادتر نيستند كه علماى كلام گفتهاند ظواهر آنها اراده نشده است .