شرح
للجسم الملاقي ثم إلى ملاقي الملاقي بتوسط الملاقي . . . »
حاصل سخن ، آن كه تأثير و تأثر ، در ماديات از ناحيهء تلاقى و تماس حاصل آيد و لا غير . در امور طبيعى و در مواد و صورى كه مبادى حصول انواع مركبه مىشوند ، تأثير و تأثر تدريجى شرط حصول صور و مبادى افعال و آثار و خواص لازم انواع مركبه است و اين ، با تأثير و تأثر دفعى فرق دارد ، ولى در جميع اقسام تأثير و تأثر ، وضع و محاذات شرط است ، و وضع و محاذات گاهى با تماس بايد حاصل شود مثل تأثير و تأثر حاصل در عناصر اولى جهت حصول مزاج ؛ چه آن كه بدون امتزاج مزاج امكان ندارد و امتزاج در اجزا ، با تماس ممكن الحصول است .
شيخ در مواضع متعدد تصريح فرموده است : « إنّ كل تأثير و تأثر طبيعي لا يكون إلّا بالتماسّ و التلاقي » .
اين مطلب در اينجا معلوم باشد كه شيخ ، قيد كرده است كه در تأثير طبيعى ، تماس و تلاقى شرط است . و در جواب كسى كه انكار كرده است - تأدّي أشباح المبصرات في الهواء من غير أن يتكيّف الهواء ( در حالتى كه هوا كه يكى از اجسام شفيفه است واسطه است بين باصره و جسمى كه مبصر است ، ابصار در اين موقع حاصل مىشود بدون آن كه در جسم واسطه - يعنى هوا - تأثر و انفعال حاصل شود ) گويد : « . . . بأنّه ليس بيّنا بنفسه ، و لا ظاهرا إنّ كل جسم فاعل يجب أن يكون ملاقيا للملموس ، فإنّ هذا و إن كان موجودا استقراء في أكثر الأجسام ، فليس واجبا ضرورة بل يجوز أن يكون أفعال أشياء في أشياء من غير ملاقاة ، فتكون أجسام تفعل بالملاقاة ، و أجسام تفعل لا بالملاقاة » . فرق است بين لزوم وضع خاص در تأثير و تأثر ( مثل اين كه جسم خارجى با چشم ديده مىشود و از ناحيهء انطباق صورت شبح مبصر در عضو باصره ، رؤيت حاصل مىشود و اين مسلم است كه بعد مفرط و قرب مفرط ، مانع ادراك بصرى هستند ، ناچار مواضعهء خاص شرط است و تماس و تلاقى ، مانع ادراكند از باب آن كه در ابصار وضع خاص شرط است ) و وجوب تماس بين مؤثر و متأثر ؛ چه آن كه در مركبات طبيعى كه تأثير و تأثر تدريجى لازم است بايد بين صور بسايط ، تلاقى حاصل شود و يا آن كه اگر جسمى گرم شود ناچار وضع خاص ، شرط انتقال حرارت از آتش به جسم گرم است ، هر جسمى قابل حرارت كه بين آتش و آب قرار گيرد ، بايد حرارت اول به جسم واسطه برسد بعد به آب منتقل شود و در برخى از موارد مثل ابصار ، جسم واسطه مثلا نمىبيند و ابصار فقط در باصره حاصل مىشود ، خلاصه آن كه در تأثير و تأثر جسمانى ، وضع و مواضعه شرط است ولى تأثير گاهى دفعى است ، گاهى تدريجى ، گاهى وضع و يا شرط تأثير و تأثر با مماسه و تماس حاصل مىشود و اين در صورتى است كه از تأثير و تأثر ، فعل و انفعال حاصل شود و اين فعل و انفعال و حصول ممتزجات ، عنصرى شود و مزاج حاصل آيد .