چون از طريق عامه و خاصه ، روايات زيادى در اين مسأله كه آيا چه كسانى مستحق عذاب دائمىاند و عذاب ، از آنان هرگز قطع نمىشود ؟ و به چه دليل و به چه نحو ، عذاب از جمعى منقطع مىشود ؟ وارد شده است . [ 1 ] كسانى كه در بحث معاد و مسائل مربوط به آن تضلّع ندارند ، قوهء درك معانى روايات وارد در اين باب را فاقد هستند . برخى از اين روايات از حيث اشتمال بر معانى عاليه انسان را متحير مىكند .
و كذلك در نحوهء تأثير اعمال و نيات ، در نفس انسانى و كيفيت تجسم اعمال و رسوخ عادات و خلقيات ، در مقام باطن نفس و كيفيت تجسم و متصور شدن نفس به صور اعمال و نيات و تبعيت عقاب و ثواب از ملكات مستجنّ در غيب
شرح
[ 1 ] . براى چه مخلّدين در عذاب نسبت به اهل نجات - يعنى كسانى كه بالأخره رحمت حق شامل حال آنان مىشود - در حدّ اعلاى اقليت قرار دارند ؟ جميع دقايقى كه در كلمات محققان از متألّهان در مبحث معاد و نشآت و حالات و كيفيات بعد از موت ، موجود است ، از آيات و اخبار مأخوذ است .
در برخى از روايات ، مسألهء نحوهء ورود عذاب بر مستحقان عذاب و در برخى از روايات وارد در مقام تفسير قرآن از اهل عصمت و طهارت عليهم السّلام علت عدم جواز رجوع نفس به بدن از باب تناسخ ، به وجهى لطيف و دقيق تقرير شده است كه از عهدهء هيچ عارف و فيلسوف متضلّعى ساخته نيست كه اين قسم تكلم نمايد ، ولى فهم اين روايات خيلى مشكل و غامض است .
در چند روايت وارد است كه در قيامت و هنگام حشر و عود نفس و ابدان ( البدن يذهب حيث الروح ؛ لأنّ الروح قائمة في مكانها ، روح المؤمن في ضياء و فسحة ، و روح الكافر في ضيق و ظلمة ) اشارت به اين اصل اساسى كه روح از مقام شامخ خود تنزل ننمايد تا رجوع شىء از مقام فعليت و تماميت به مقام نقص و قوه و استعداد ، لازم آيد . يك امر مهمى كه مىبايست انجام شده باشد و با كمال تأسف جامهء عمل نپوشيده است ، آن است كه شخص محقق راسخ در عقليات و نقليات كه در عرفان نظرى نيز متدرّب باشد ، بايد آيات و روايات مربوط به معاد و عوالم بعد از موت و مقامات و مراتب بعد از بعث و نشر را جمعآورى نموده و با كمال صبر و حوصله و دقت ، همه را بررسى نموده و محصول و حاصل مطالعات خود را به رشتهء تحرير در بياورد و راه را براى تحقيق كامل در اين مبحث هموار نمايد . حكيم محقق ، آقا على مدرس زنوزى تهرانى در روايات وارد پيرامون مباحث معاد ، خيلى دقت نموده و در حواشى اسفار ، مسائل عاليهاى را در اين باب به رشتهء تحرير آورده است .