شرح
است تا برسد به مقام فصل و صورت اخير كه همان تمام حقيقت انسان باشد . و معلوم است كه در مراحل حركات و استكمالات ، تماميت و فعليت هر شىء به صورت ، جهت فعليت آن مىباشد . و چون اشتداد ، در جوهر حقايق واقع است و هر نوعى ، از ناحيهء حركت ذاتى و تكامل جوهرى آن ، موجود مىشود ، برخى از صور و فعليات ، مثل نفس حيوانى و نفس انسانى به مرحلهاى از اشتداد و تكامل جوهرى مىرسند كه به حسب جوهر ذات از ماده و بدن - مثلا - بىنياز مىشوند . و شىء ، بعد از ورود به مقام تجرد ، در وجود تجردى ، به حركت ذاتى ، متحرك مىباشد . و حركات ، بعد از نيل به مقام تجرد ، اگر چه علت معده و زمينه و جهت قوهء هيولا و طبيعت جوهرى مادى است ، ولى تكامل ، در نحوهء وجود تجردى واقع مىشود . و اين حركات ، در مقام تجردى از ادنى مرحلهء تجرد تا نهايت وجود تجردى كه به مقام فناى في اللّه ختم مىشود ، حركت و اشتداد ، در اصل واحد و سنخ فارد است كه انسان باشد . و انسان به يك معنا داراى وجود واحد سارى است كه از مقام استقرار در رحم و مشيمه شروع مىشود و به احديت وجودى ختم مىگردد . و از آن جايى كه انسان ، قبل از ورود به مقام تجرد تام ، حيوان بالفعل و انسان بالقوه است ، چه بسا سير او در صراط صورت حيوانى واقع شود و در مقام سير به صور حيوانى و بهيمى ، داراى فعليات و استكمالات گردد . و اين سير به صور بهيمى ، به حسب انغمار در خلق و ملكات حيوانى ، اگر چه نسبت به نفس حيوانى استكمالات و فعليات است ، ولى نسبت به صورت انسانى كه صراط مستقيم توحيد است ، نقص و شر و شقاوت به شمار آيد ، ولى به اعتبار اصل حركت ، خود يك نوع كمال بلكه كمالات و فعليات محسوب مىشود « 1 » و شىء ، بعد از طى درجات نباتى و حيوانى و انسانى كه نفسى بعد از حصول تكاملات و فعليات و حركات جوهرى به آن مىرسد ، ممكن نيست فعليات را رها نموده و از مقام فعليت به مقام قوه و استعداد رجوع نمايد . انتقال نفس از مرتبهء نباتى به حيوانى و تجاوز از مرتبهء حيوانى جهت نيل به مقام انسانى و انتقال از حد و مقام خيال حيوانى به عقل هيولانى و از آن به عقل بالفعل و سير در اخلاق و تكامل نيات به حسب صدور اعمال و تكرر افعال و نتيجة متصور شدن به صور حيوانى و بهيمى و سبعى و يا متجلى شدن به صور ملائكه عقلى به اعتبار اشتداد در مراتب انسانى ، غير از رجوع از فعليت و كمال ، به طرف نقص و قوه و استعداد است .
هامش
( 1 ) اگر چه سير همه اشيا به طرف حق است و جميع طرق ، به حق ختم مىشود كه« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ- بس كه هست از همه سو ، وز همه رو ، راه به تو - به تو برگردد اگر راهروى برگردد » ، ولى مآل بعضى از موجودات و معاد آنان اسماى موجب عذاب و مآل روندگان صراط انسانى ، اسماى لطيفهء حق است .