تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
إذ العقل و العاقل و المعقول [ 1 ] واحد ، أو قريب من الواحد ، و أمّا أنّ المدرك
شرح
تركيب آن با جوهر ، تركيب اتحادى است نه انضمامى و اين ، با قواعد مسلّم مبرهن در كتب اهل حكمت از حكماى مشائى و اشراقى سازش ندارد . و بايد دانست كه اگر ما به تركيب اتحادى جوهر با عرض معتقد شويم - كما هو الحق - بايد به حركت در جوهر اقرار نماييم و بگوييم : استكمال در عرض و حركت شىء در عوارض و مقولات عرضى ، از حصول اشتداد در حقيقت جوهر حاكى است . و چنانچه در جوهر وجود تغيّر حاصل نگردد ، اشتداد در عرض امكان ندارد . و نمىشود اصل ثابت غير متغير الوجود و الحقيقة ، فاعل مباشر عرض شود كه اشتداد عبارت است از نحوهء وجود عرض و حصول اشتداد در عرض بدون سيلان و تحرك ذات ، ملازم است با استقلال عرض در نحوهء وجود اشتدادى . بنابراين ، حصول صور عرض در جوهر نفس و استكمال آن به صور عقلانى ، از حصول استكمال و اشتداد در جوهر آن حكايت نمايد « 1 » . 1 . شيخ ، در شفا و اشارات ، اتحاد نفس با صور عقلى و اتحاد آن با عقل فعال را انكار نموده است . و از باب آن كه اتحاد دو شىء ، محال و محال بودن آن از امور بديهى است ، قائل به اتحاد را به باد تمسخر گرفته و در اين موضع از شفا و نجات تصريح به اتحاد نموده است ، در حالتى كه اين اتحاد ، با اصول و قواعد مقرر در كتب او سازش ندارد و چه بسا با قواعد معقود در مسفورات حكماى دورهء اسلامى قبل از صدر المتألهين نيز منافى مىباشد . اتحاد نفس با صور عقلى و يا عقل فعال و يا اتحاد آن با رب النوع انسانى و يا فناى نفس در احديت وجود و رجوع آن به نهايات كه عين بدايات باشد ، بدون اذعان به حركت در جوهر و اعتقاد به اين كه نفس در اول مرحلهء وجود و طليعهء ظهور ، عين مواد و اجسام است و موجودى است مادى قابل حركت و تكامل ذاتى و وقوع آن در صراط اشتداد و تحصل جوهرى و خروج ذاتى آن از قوه به فعليت سبب مىشود كه از مرتبهء عقل هيولانى به مقام عقل بالفعل برسد ممكن نيست . و شيخ با انكار حركت جوهرى نمىتواند به تكامل ذاتى نفس قائل شود . و چنان كه او و حكماى قبل از وى و بعد از او معتقدند ، نفس در ابتداى وجود ، جوهرى مجرد آفريده شده است كه سهم آن از تكامل حاصل از بدن ، حصول فعليات عرضى است . و بنابر مسلك وى هرگز نفس ، عالم عقلى مضاهى عالم
هامش
( 1 ) و نفس ، بعد از اشتداد ذاتى و سير عقلانى و تكامل جوهرى - كه عبارت است از تحقق قوس صعودى آن - به حصول هر صورت عقلى يك نحو اتحادى با جوهر ملكوتى قدس پيدا مىنمايد . نفس در مقام رجوع به كثرت با خود صورتى را مىآورد كه نسبت به آن ، سمت خلاقيت دارد . لذا حكيم نحرير و فيلسوف محقق ، مولانا و استادنا الميرزا السيد ابو الحسن القزوينى - دامت بركاته - در حواشى خود بر اسفار گويد : اتحاد نفس با مجرد قدس ، در قوس صعود و خلاقيت آن نسبت به صور عقلانى در قوس نزول است .