359 . درخواست پس از ستايش است . ابتدا خداوند را ستايش كنيد سپس نيازهايتان را درخواست كنيد .
360 . اى دعا كننده ، چيزى كه حلال نيست و ممكن نيست درخواست نكن .
361 . هنگامى كه به كسى براى تولد نوزاد پسر تهنيت مىگوئيد بگوئيد : خداوند هديهاش را براى تو مبارك گرداند . و او را به كمال عقل برساند . و تو را از نيكى او برخوردار نمايد .
362 . هنگامى كه برادر [ دينى ] تو از مكه بازگشت ميان دو چشم او و دهانش را ببوس . كه با آن حجر الاسود را بوسيده كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را بوسيده است . و چشم او را ببوس . كه خانهء خدا را ديده است . و مكانهاى سجدهكردن و صورت او را ببوس . و هنگام تهنيت گفتن به او بگوئيد : خداوند اعمال تو را بپذيرد . و سعى تو را مورد مهروزى قرار دهد . و مخارج تو را جايگزين فرمايد . و آن را آخرين زيارت تو از بيت الحرام قرار ندهد .
363 . از انسان فرومايه بر حذر باشيد . زيرا فرومايه كسى است كه از خداوند نمىترسد . و قاتلان پيامبران و دشمنان ما از آنها هستند .
364 . خداوند تبارك و تعالى به زمين نظر كرد و ما را برگزيد . و براى ما شيعيان را اختيار كرد تا ما را يارى كنند . و در شادى ما شادمان و در غم ما غمگين مىشوند . و مال و جان خود را در راه ما بذل مىكنند . آنان از ما هستند . و نزد ما مىآيند .
365 . هر شيعهاى كه مرتكب كارى شود كه ما نهى كردهايم ، قبل از آنكه بميرد گرفتار بلايى مىشود تا گناهان او پاك شود . اين بلا در مال يا فرزند يا جان اوست تا وقتى خداوند را ملاقات مىكند گناه نداشته باشد . و اگر گناهى باقيمانده باشد هنگام مرگ با شدّت وسختى روبرو خواهد شد .
366 . هر مردهاى از شيعيان ما صدّيق شهيد است . كه ولايت ما را تصديق كرده است . و [ هر كس را دوست دارد ] به خاطر ما را دوست دارد . و به خاطر ما [ بر دشمنان ما ] بغض مىورزد . و با اين كار [ خشنودى ] خدا را مىخواهد . او مؤمن به خدا و رسول اوست . خداوند فرمود :
« كسانى كه به خدا و پيامبران او ايمان آورند آنان صديقان و شهيدان نزد پروردگارشان هستند . و پاداش و نور براى آنان است » .
367 . بنى اسرائيل به هفتاد و دو گروه متفرق شدند . و به زودى اين امت [ مسلمان ] به هفتاد و سه گروه تقسيم خواهند شد . فقط يك گروه [ پيروان اهل بيت عليهم السلام ] اهل بهشت هستند .
368 . كسى كه اسرار ما را فاش كند خداوند به او عذاب سختى مىچشاند .
المواعظ العددية — صفحة 295
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٩٥