* حد وسط در استدلال فوق چيست و چه نتيجهاى از آن مىگيريد ؟
ج : فتواى مفتى : كه حرمت تناول گوشت خرگوش را اثبات مىكند .
در نتيجه : اطلاق حجت بر فتوى اطلاق حقيقى است .
مثال دوم : اگر مكلف بينه و دليل ظنى بر حرمت امرى پيدا نمود قياسى به شكل زير سروسامان مىدهد .
كه هذا الفعل ممّا قامت البيّنة على كونه محرما صغرى
و كلّ فعل يكون كذلك فهو حرام كبرى
فهذا حرام فيجب الاجتناب عنه نتيجه
* حد وسط در استدلال فوق كدام عبارت است ؟
ج : بينه : زيرا واسطه است براى اثبات حكم تحريم نسبت به متعلّقش كه فعل كذايى باشد پس اطلاق حجت بر اين بينه و دليل ظنى درست است .
* مراد از عبارت ( و هذا بخلاف القطع لانه ) چه مىباشد ؟
ج : در مثالهاى شيخ اماره ظنيه ( از قبيل بينه در موضوعات و فتواى مفتى ) براى اثبات حرمت يا نجاست موضوعاتشان ، حد وسط واقع شدند يعنى اين امارات واسطهء در اثبات اكبر براى اصغر واقع شدند .
و حال آنكه ، حجت به اين معنا بر قطع اطلاق نمىشود ، بلكه در باب قطع خود واقع را آورده و حكم را روى آن سوار مىكنيم .
* چرا مطلب فوق را ادعا مىكنيد ؟
ج : زيرا هنگامى كه به وجوب موضوعى قطع حاصل مىكنيم نبايد بگوييم
هذا معلوم الوجوب
كلّ معلوم الوجوب يجب مقدّمته
فهذا يجب مقدّمته
يا اينكه
هذا معلوم الوجوب
و كلّ معلوم الوجوب يحرم ضدّه
فهذا يحرم ضدّه
بلكه بايد بگوييم كه :
1 - هذا واجب
و كلّ واجب يجب مقدّمته ( مبنى بر اينكه مقدمه واجب واجب مىباشد )
فهذا يجب مقدمته
2 - هذا واجب
و كلّ واجب يحرم ضدّه ( مبنى بر اينكه امر به شىء مقتضى نهى از ضدّش مىباشد )
فهذا يحرم ضدّه
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢١