* آيا طريقيت عين ذات علم است يا از لوازم ذات علم ؟
ج : العلم ذات ثبت له الانكشاف
* آيا طريقيت از علم قابل انفكاك است ؟
ج : خير ، چون عاقلانه نيست كه قطع بيايد لكن طريقيت نداشته باشد .
* اين عبارت اصوليين در مورد قطع كه مىگويند : ( لا تناله يد الجعل نفيا و اثباتا ) به چه معناست ؟
ج : يعنى دست جعل و اعتبار از دامان قطع كوتاه است چه اثباتا و چه نفيا
* چرا نمىتوان طريقيت را براى قطع جعل نمود ؟
ج : چون ذاتى قطع است ، اصلا قطع خود طريقيت است و دادن طريقيت به قطع تحصيل حاصل است و آنهم محال است .
* چرا نمىتوان طريقيت را از قطع سلب نمود ؟
ج : چون سلب طريقيت از قطع مستلزم تناقض است اولا و مستلزم سلب الشىء عن نفسه مىباشد ثانيا و اين هر دو از محالاتاند .
* حاصل مطالب فوق در پاسخ به سؤالات چيست ؟
ج : اين است كه « لا اشكال فى وجوب متابعة القطع ما دام موجودا »
* بحث اصوليين پيرامون قطع مطابق با واقع است يا اعم از آن ؟
ج : پيرامون مطلق القطع است چه اين قطع مطابق با واقع باشد چه نباشد .
* معناى كلمه حجت در استعمالات مختلف اصوليين چيست ؟
به معناى :
1 - وجوب متابعت
2 - طريق الى الواقع
3 - معذور بودن هنگام خطا
4 - منجز بودن للواقع عند الاصابة
5 - ما به يحتج على الغير
6 - قياس منطقى
7 - حد وسط در قياس
8 - هر چيزى كه متعلقش را ثابت مىكند و به درجه قطع نمىرسد .
* كداميك از معانى فوق بر قطع و كداميك بر امارات ظنيه معتبره اطلاق مىشود ؟
ج : پنج معناى اول هم بر قطع و هم بر امارات ظنيه معتبره اطلاق مىشود .
* كداميك از معانى فوق معناى حجت در اصطلاح اصولى است ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩