ج : از نظر شيخ اعظم معناى هفتم ، معناى حجت در اصطلاح اصولى است يعنى حد وسط در استدلال ، زيرا به واسطه آن اكبر براى اصغر ثابت مىشود .
* به نظر شما كداميك از معانى فوق معناى حجت در اصطلاح اصولى است ؟
ج : از آن جهت كه معناى هفتم و هشتم تفاوت ماهوى ندارند هر دو مىتوانند معناى حجت در اصطلاح اصولى باشند .
* لب اللباب نظر شيخ در معناى حجت چيست ؟
ج : اين است كه حجت در اصطلاح اصولى عبارت است از حد وسطى كه ، حكمى به واسطهء آن براى موضوعى اثبات مىكنيم .
* مراد از قطع به نتيجه چيست ؟
ج : مراد از قطع به نتيجه ، همان ثبوت الحكم للموضوع است و حد وسط واسطهء در اين قطع مىباشد .
* آيا حجت به معناى حد وسط بر امارات ظنيه معتبره اطلاق نمىگردد و چرا ؟
ج : چرا اطلاق مىگردد زيرا امارات ظنيه نيز واسطه مىشوند در اثبات احكام براى موضوعاتشان .
* شيخ اعظم در تبيين وساطت امارات ظنيه در اثبات احكام براى موضوعاتشان چه مثالى آورده است ؟
ج : فى المثل مىگويد :
هذا مظنون الخمرية ( چون بينه بر خمريت آن ظنآور است ) صغرى
و كلّ مظنون الخمرية حرام كبرى
فهذا حرام نتيجه
* نقش ( ظن ) در قياس فوق چيست ؟
ج : واسطه است براى اثبات وجوب اجتناب از خمر مظنون .
* چه نتيجهاى از قياس فوق حاصل مىشود ؟
ج : اينكه اطلاق حجت بر ظن جايز است .
* جناب شيخ در وساطت امارات ، در باب احكام چه مثالى آورده است ؟
مثال اول : اگر مكلف از طريق ظن معتبر صاحب يد ظن پيدا نمود كه فلان مايع خمر است قياس زير را شكل مىدهد .
هذا الفعل ( خوردن گوشت خرگوش ) ممّا أفتى المفتى على تحريمه صغرى
و كلّ ما أفتى المفتى بتحريمه فهو حرام كبرى
فهذا حرام فيجب الاجتناب عنه نتيجه
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٠