* موضوع سخن در اين مبحث چيست ؟
ج : علم اجمالى
* انما الكلام در مبحث علم اجمالى چيست ؟
ج : اينست كه : آيا علم اجمالى هم مثل علم تفصيلى حجّت است يا نه ؟
* مراد از اينكه گفته مىشود علم تفصيلى حجّت است چيست ؟
ج : اينست كه : اگر حكمى از احكام شرع مقدّس براى مكلّف معلوم بالتفصيل شد ، قطعا در حقّ او منجّز و مخالفت با آن عقابآور است .
* آيا علم تفصيلى مطلقا حجّت است ؟
ج : خير ، زيرا عند المشهور ، از هر راهى و براى هركسى حاصل شود حجّت است
لكن به نظر اخباريون تنها اگر از راه مقدّمات شرعيّه حاصل شود حجّت است .
و از نظر كاشف الغطاء ، علم تفصيلى آدم متعارف حجّت است نه فرد قطّاع ، و لكن فى الجملة حجيّت علم تفصيلى از مسلّمات و بلكه عالىترين حجّت شرعى و عقلى مىباشد
* آيا علم اجمالى هم مثل علم تفصيلى مثبت تكليف است و حكم واقعى را در حق ما منجّز مىكند يا اينكه وجودش كالعدم و بلاتأثير بوده و ما موظّف به استفاده از اصل عمليّه هستيم ؟
ج : 1 - عند المشهور ملحق به علم تفصيلى و مثبت تكليف است .
2 - برخى هم علم اجمالى را مثبت تكليف ندانسته و آن را مانند مجهول مطلق مىدانند .
* به فرض كه علم اجمالى مثبت تكليف باشد آيا تنها مخالفت قطعيّه با آن حرام است يا اينكه موافقت قطعيه با آن نيز واجب است
ج : عند المشهور : علاوه بر حرمت مخالفت قطعيه ، موافقت قطعيه با آن نيز واجب است .
* مراد از عبارت ( مقتضى القاعده جواز الاقتصار . . . ) چيست
ج : اينست كه : گاهى در موارد علم اجمالى به وجوب و يا حرمت احد الامرين ، امتثال تفصيلى ممكن است .
يعنى : اگرچه مكلف در حال حاضر علم اجمالى دارد لكن مىتواند بعد الفحص و البحث به علم تفصيلى دست پيدا كند و همان واجب يا حرام واقعى را امتثال كند .
فى المثل : مولى گفته است اكرم عالما ، لكن عبد مردّد است كه زيد عالم است يا عمر ، لذا از مردم محلّ مىپرسد و عالم واقعى را شناسايى كرده ، اكرام مىكند .
يا فى المثل : خطاب آمده : صلّ الى القبلة : لكن مكلّف علم اجمالى دارد كه قبله يا در جهت شمال است و يا مشرق ولى مىتواند از اهل نماز بپرسد و پس از تعيين قبله امتثال تفصيلى انجام دهد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٥٢