تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
* مقتضاى قاعده در اين صورت چيست ؟ ج : مقتضاى قاعده ( يعنى : حكم عقل ) اينست كه : امتثال اجمالى كفايت مىكند . چرا كه غرض و غايت ، انجام واجب واقعى است و اين غرض با احتياط حاصل مىشود . و لذا نيازى به تحصيل امتثال تفصيلى نمىباشد . * صورت چهارم از تمكّن در امتثال تفصيلى چگونه است و مقتضاى قاعد در اكتفا به امتثال اجمالى به‌جاى آن چيست ؟ ج : در اين صورت نيز عمل تعبدى بوده ، و احتياط هم مستلزم تكرار نمىباشد . فى المثل : اجمالا مىدانيم كه ، نماز ده‌جزئى بر ما واجب است يا نماز نه جزئى كه سوره جزء آن نمىباشد . حال : مقتضاى قاعده ، انجام اكثر است . * آيا با تمكّن از امتثال تفصيلى در صورت چهارم ، اكتفا به امتثال اجمالى جايز است يا نه ؟ ج : به مقتضاى قاعده و حكم عقل ، بله كافى و جايز است . زيرا : چون‌كه صد آمد نود هم پيش ماست . از طرفى هم دليل شرعى بر خلاف حكم عقل نداريم . * به نظر شما چرا مقتضاى قاعده در صور چهارگانه ، اكتفا به امتثال اجمالى است ؟ ج : زيرا ، امر اطاعت و تحقق امتثال به عهدهء عقلا بوده و شارع مقدّس تصرّفى در آن ندارد . حال روشن است در جايى كه بنده‌اى مردّد به انجام دو فعل گردد ، و هر دو را به قصد رجاء مطلوبيّت و قربت به حضرت بارى اتيان نمايد ، درصورتىكه يكى از آن دو عمل واجب شرعى باشد ، وى مطيع و متمثّل به حساب مىآيد . و لذا در موردى كه ، قبله مشتبه است ، اگرچه مىتوان با فحص آن را معيّن نمود ، لكن اگر به چهار طرف نماز بخوانيم ، حتما مطلوب واقعى را بجا آورده‌ايم و امتثال حاصل مىشود . و هيچ دليلى نيز بر عدم تحقّق مطلوب در دست نمىباشد . * مراد شيخ از عبارت ( بل الظّاهر المحكيّ من الحلّى . . . ) چيست ؟ ج : مراد رأى مرحوم ابن ادريس حلّى است كه ، در مسئلهء نماز در ثوبين مشتبهين ، فرموده است : يكى تكرار از نماز به جهت احتياط جايز نيست . حتّى در فرضى كه از تحصيل علم تفصيلى متمكّن نباشند . * رأى مرحوم ابن ادريس بازگشت به چه وجوهى دارد ؟ ج : به دو وجه عمده . از جمله :