تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
7 - سه نفر را ديدم كه گمان كردم خورشيد در صورت آنان طلوع كرده است . در دستان يكى آبريزى از نقره بود كه بوى مشك از آن منتشر مىشد . در دست دومى طشت زمرّد سبز و در دست سومى حرير سفيد معطر كه آن را باز كرد و از آن خاتمى بيرون آورد كه چشم نواز بود . سپس فرزندم را به صاحب طشت داد . و با آن آب هفت بار شست . و با آن خاتم بر دو كتف او مهرى زد . و او را در حرير پوشاند . و به من داد كه مانند بدر مىدرخشيد . و بوى او چون مشك بود . سپس رفتند و آنان را نديدم . 8 - آنچه عبدالمطلب ديد : واقدى نقل مىكند كه : عبدالمطلب گفت : آن شب در كعبه بودم . چون نيمه شب شد ، در چهار طرف كعبه صداى تكبير عجيبى شنيدم كه صدا مىزد : اللَّه اكبر اللَّه اكبر پروردگار برگزيدگان پاك كه مرا از نجاست مشركين رها كرد . 9 - عبدالمطلب گويد : ديدم بتهاى كعبه چون لباس فروريختند . هُبل [ يكى از بتهاى معروف ] به صورت افتاده بود . و صدايى را شنيدم كه مىگفت : آمنه محمّد را به دنيا آورد . 10 - عبدالمطلب سريع خارج شد . تا خبر را به قريش برساند . خداوند زبان او را بست بطورى كه تا هفت روز نتوانست اين خبر را تلفظ كند . وقتى سه روز از ولادت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله گذشت ، آمنه به عبدالمطلب پيغام فرستاد كه بيا و فرزندت محمد را ببين . او آمد و محمد را ديد . . . . 3901 . دركتاب قصص الانبياء حديث طولانى معراج را نقل كرده است در اينجا قسمتى از آن را بيان مىكنيم : خداوند متعال گفت : يا محمد ، بخواه به تو بدهيم . پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : خدايا بارهاى سنگين و طاقت فرسا بر عهده ما قرار مده ، كه با ترك كردن آن حلالها را بر ما حرام كنى . چنان كه با اقوام قبل از ما كردى . خداوند فرمود : سختى و شدّت از امت تو برداشته شد . در آيه قرآن آمده است : « خدا در دين بر شما سخت‌گيرى نكرده است » . و در جاى ديگر مىفرمايد : « خداوند آسايش شما را خواسته است » . سختى كه بر بنى اسرائيل واجب بوده ده چيز است : 1 - وقتى گناه مىكردند غذاهاى پاك بر آنان حرام مىشد . چنان كه در قرآن مىفرمايد : « با ظلمى كه از يهوديان اتفاق افتاد غذاهاى پاكيزه كه بر آنان حلال بود را حرام كرديم » .
المواعظ العددية — صفحة 465 | الشيخ علي المشكيني / موسوى قافله باشى