فصل هشتم : احاديث از امامان معصوم عليهم السلام
3711 . امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمودند : ابراهيم عليه السلام را زمانى كه در منجنيق گذاشتند جبرئيل غضب كرد و گفت : پروردگارا ، بر دوست تو كه كسى جز او در روى زمين تو را عبادت نمىكند ، دشمنان سلطه يافتهاند .
خداوند وحى فرستاد : خاموش باش ، بندهاى چون تو مىترسد كه فرصت از دست برود .
اما من بندهام را هر وقت بخواهم نجات مىدهم .
جبرئيل آرام شد و به ابراهيم گفت : آيا حاجتى دارى ؟ ابراهيم گفت : از تو چيزى نمىخواهم . آنگاه خداوند انگشترى براى او فرستاد كه در آن شش كلمه بود : لااله الّا اللَّه ، محمد رسول اللَّه ، لا حول ولا قوة الّا باللَّه [ قدرتى جز خدا نيست ] ، فوّضت امرى الى اللَّه [ كار خود را به خدا واگذارم ] ، اسندت ظهرى الى اللَّه [ به خدا اتكا كردم ] ، حسبى اللَّه [ خدا مرا بس است ] .
خداوند به ابراهيم وحى كرد كه اين انگشتر را در دست كن كه من آتش را براى تو سرد و سلامت خواهم كرد .
3712 . امام كاظم عليه السلام فرمود : بيرون ريختن نطفه در شش مورد اشكال ندارد : زن عقيم باشد . زن پير باشد . زن بى ادب و بد زبان باشد . زن بى حيا باشد . زن به بچه شير ندهد . كنيز .
3713 . محمد بن حنفيه مىگفت : ما شش امتياز داريم كه كسى قبل از ما نداشته و بعد از ما هم نخواهد داشت : محمد صلى الله عليه و آله سرور پيامبران از ما ، و على عليه السلام سرور اوصياء از ما ، و حمزه سرور شهيدان از ما ، و حسن و حسين سرور جوانان اهل بهشت از ما ، و جعفر بن ابيطالب كه خدا او را با دو بال آراسته و در بهشت به هر جا كه بخواهد مىرود از ما ، و مهدى عليه السلام كه حضرت عيسى عليه السلام پشت سر او نماز مىگذارد از ما هستند .