تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
3594 . امام باقر عليه السلام فرمود : گروهى را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند . پيامبر دستور دادند همه را بكشند . و تنها يكى را از آنان آزاد كرد . آن مرد گفت : اى پيامبر خدا چگونه مرا از ميان آنان رها كردى . حضرت فرمودند : جبرئيل عليه السلام از طرف خدا به من خبر داد كه در وجود تو پنج خصلت هست كه خدا و پيامبر آنها را دوست دارند : غيرت . سخاوت . اخلاق خوش . راستگويى . شجاعت . وقتى كه مرد اين سخن را شنيد اسلام آورد و مسلمان خوبى شد . و در ركاب پيامبر صلى الله عليه و آله در جنگ با كفار شركت كرد . و سرانجام به شهادت رسيد . 3595 . امام كاظم عليه السلام فرمودند : على بن ابيطالب عليه السلام در تفسير آيهء قرآن كه مىفرمايد : « سهم خود را از دنيا فراموش نكن » . فرمودند : سلامتى و نيرو و فراغت و جوانى و نشاط خود را فراموش نكن . و بوسيلهء آن آخرت خود را تأمين كن . 3596 . اسماعيل بن بزيع گويد : شنيدم امام رضا عليه السلام فرمودند : مال جمع نمىشود ، مگر با پنج صفت : بخل شديد و آرزوى طولانى و طمع زياد و قطع ارتباط با خويشان و برگزيدن دنيا بر آخرت . 3597 . اباصلت از امام رضا عليه السلام نقل كرد حضرت فرمودند : خداوند به يكى از پيامبران وحى فرمود چون صبح شد اولين چيزى را كه ديدى بخور ، دومى را بپوشان . سومى را بپذير . و چهارمى را نااميد نكن . و از پنجمين چيز بگريز . صبح حركت كرد و به كوه بزرگى رسيد ايستاد و با خود گفت : خداوند به من امر كرده است . اين را بخورم ، متحيّر شد . پس از تفكر گفت : پروردگار من مرا به چيزى كه طاقت ندارم امر نمىكند پس جلو رفت تا بخورد . هرچه جلوتر رفت كوه كوچكتر شد تا به اندازهء لقمه‌اى در آمد وقتى آن را خورد ديد خوراك گوارايى است . حركت كرد و طشتى از طلا ديد ، آن را در گودالى گذاشت و خاك بر روى آن ريخت و حركت كرد و به پشت سر نگاه كرد ديد طشت بيرون افتاده است با خود گفت : من فرمان پروردگارم را انجام دادم . به حركت خود ادامه داد ديد شاهبازى پرنده‌اى را تعقيب كرده است و پرنده اطراف او پرواز مىكند ، آستين خود را باز كرد پرنده را در آن مخفى كرد . شاهين به او گفت : صيد مرا گرفتى من چند روز است بدنبال آن هستم .