تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
3459 . لقمان گفت : فرزندم ، من به چهارصد پيامبر خدمت كرده‌ام . و از آنها چهار جمله برگزيده‌ام : زمانى كه به نماز مىايستى حضور قلب داشته باش . و زمانى كه سر سفره مىنشينى از گلويت محافظت كن [ زياد نخور ] . و زمانى كه به خانه ديگران مىروى چشم خود را حفظ كن . و زمانى كه در ميان مردم هستى زبان خود را كنترل كن . 3460 . از بقراط پرسيدند : انسانيت چيست ؟ گفت : فروتنى در جايگاه مقام و عفو هنگام قدرت و سخاوت در تنگدستى و بخشش بدون منّت گذاردن . 3461 . گويند : چهار حكيم با چهار بيمارى جان داده‌اند : افلاطون با بيمارى كبد جان داد . ارسطاطيس با بيمارى خوره [ جزام ] جان باخت . بعضى گفته‌اند با سل جان داد . بقراط با فلج از پا درآمد . و جالينوس از بيمارى اسهال جان سپرد . شاعر چه نيكو گفته است : الا اى آدم مغرور بدون تأخير توبه كن . كه مرگ خواهد آمد . گرچه قارون شوى . چه بسيار طبيبانى كه مرده‌اند ، چه بسيار ثروتمندانى كه مرده‌اند . افراد عاقل و مجنون همه گرفتار اخذ خداوند شدند . ارسطاطيس با سل مرد و افلاطون با بيمارى كبد . بقراط فلج شد و جالينوس از درد معده جان باخت . 3462 . ابو على ثقفى گويد : عاقل بايد چهار خصلت را حفظ كند : امانت ، صداقت ، دوست شايسته و باطن . 3463 . از ابن جمهور پرسيدند : در زمان بدبختى چه حالتى داشتى ؟ گفت : به چهار چيز اعتماد كردم . و دشوارى بر من آسان شد : اول : مىگفتم كه از قضا و قدر چاره‌اى نيست . دوم : مىگفتم اگر صبر نكنم چه كنم ؟ سوم : شايد حال من از اين كه هست بدتر شود . چهارم : مىگفتم شايد گشايش نزديك باشد .