تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
338 . هر خلق و خويى در مؤمن ممكن است ، مگر خيانت و دروغ در دين . 339 . شما ساختمانهائى بنا مىكنيد ، كه در آن ساكن نمىشويد . و مالهائى مىاندوزيد ، كه از آن بهره نمىبريد . و آرزوهائى داريد ، كه به آن نمىرسيد . 340 . چه كسانى كه صبح زنده‌اند و روز را به پايان نمىبرند و منتظر فردا هستند و به آن نمىرسند . 341 . در عجبم از غافلى كه از او غفلت نمىشود . 342 . در عجبم از كسى كه دل به دنيا بسته و مرگ در پى اوست . و كسى كه دهانش پرخنده است ، و نمىداند خدا از او راضى است يا نه . 343 . عجب ! كل عجب ! از آنكه به جايگاه ابدى اعتقاد دارد ، ولى براى اين سراى فريبنده مىكوشد . 344 . كار مؤمن عجيب است ! به خدا سوگند خدا براى او جز خير مقدّر نمىكند . 345 . قيامت نزديك شده است ، و مردم جز حرص به دنيا نيفزوده‌اند ، و دنيا هم از آنها دور تر مىشود . 346 . مردان صالح يكى پس از ديگرى مىروند . تا آنجا كه جز فرومايگان چون تفاله ، كسى باقى نماند ، كسانى كه خداوند به آنها اعتنائى ندارد . 347 . شما خار در چشم برادرتان را مىبينيد . و شاخه را در چشم خود نمىبينيد . 348 . خيانت بزرگى است كه وقت سخن گفتن با برادرت ، او تو را راستگو پندارد و تو دروغ بگوئى . 349 . گويا حق در مورد ديگران و مرگ براى آنان نوشته شده است ، و گويا جنازه‌هائى كه تشييع مىكنيم ، مسافرند . و به زودى باز مىگردند . جسدشان را خاكسپارى مىكنيم . و ميراث آنها را مىخوريم . گويا ما زندگى جاويد داريم . و از تمام حوادث در امان هستيم كه هر موعظه‌اى را فراموش كرده‌ايم .
المواعظ العددية — صفحة 83 | الشيخ علي المشكيني / موسوى قافله باشى