فصل دوازدهم : كلام حكيمان
2183 . حكيمى به حكيم ديگر نوشت : كسى كه به حساب نفس خود رسيد ، نفع برد و كسى كه از نفس خود غافل شد زيان كرد .
2184 . به لقمان گفتند : آيا بنده فلان خاندان نيستى ؟ گفت : آرى . گفتند : پس چه چيز ترا به اينجا رساند ؟ گفت : راست گفتن ، امانت دارى ، آنچه برايم اهميت نداشت و بىفايده بود ترك كردم ، چشم [ از گناه ] پوشيدم . زبانم را كنترل كردم ، لقمهام را حلال كردم . هر كس از اين كمتر عمل كند ، از من پايينتر است . و هر كس بيشتر از اين عمل كند ، از من بهتر است . و هر كس به همين اندازه عمل كند ، مثل من است .
2185 . لقمان گفت : فرزندم ؛ شرارت با شر پاك نمىشود . چنان كه آتش با آتش خاموش نمىشود .
لكن ، خير ، شرارت را پاك مىكند مثل آب كه آتش را خاموش مىكند . به مرگ ، كسى را شماتت نكن . كسى را كه گرفتار شده ، مسخره نكن . از كار خير كردن پرهيز نكن .
2186 . فرزندم ؛ امين باش و بى نياز زندگى كن .
2187 . فرزندم ، زمانى كه به دنيا آمدى ، دنيا را پشت سرگذاشتى . و رو به آخرت كردى . و تو هر روز به آخرت نزديكتر و از دنيا دور تر مىشوى .
2188 . فرزندم ؛ تقواى خداوند را سرمايه قرار بده بدون سرمايه سود مىبرى و اگر گناهى مرتكب كردى ، پشت سرش صدقه بده كه اثر آن را پاك مىكند .