5 طاسين نقطه
1 . بهتر از اين اشاره كردن به نقطههاست . و آن اصلى است كه كم و زياد نمىشود و از بين نمىرود .
2 . منكر در دايره بيرونى باقى ماند . هنگامى كه مرا نمىديد ، حال مرا انكار كرد . و مرا زنديق ناميد . و بر من سنگ انداخت .
3 . دايره دوم پنداشت كه من عالم ربّانى هستم .
4 . آن كس كه به دايره سوم رسيد پنداشت كه من مشتاقم .
5 . و آن كس كه به دايره حقيقت رسيد ، فراموش كرد و از ديدگانم ناپديد شد .
6 .
« كَلَّا لا وَزَرَ إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ »
« 1 »
7 . به خبر پناه برد ، به پناهگاه گريخت . از شعلههاى آتش ترسيد . گمراه شد و خويشتن را به خطر انداخت .
8 . مرغى از مرغان صوفيان را ديدم ، دو بال داشت « 2 » . هنگامى كه از پرواز باز ماند ، مقام مرا انكار كرد .
9 . از من دربارهء صفا پرسيد ؟ گفتم : بالهايت را با قيچى فنا ببر و گرنه در پى من نباش .
10 . گفت : به كمك بالهايم به سوى معشوق پرواز مىكنم . پس به او گفتم : واى بر تو !
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ »
« 3 » و در اين هنگام در درياى فهمم افتاد و غرق شد « 4 » .
11 . و تصوير فهم اين است . ( شكل شماره 2 )
12 . نقطهء اول ، افكار فهم است . يكى حق است و ديگرى باطل :
با چشم دل ، پروردگارم را ديدم .
هامش
( 1 ) . قيامت ، آيه 13 - 11 ؛ هرگز پناهگاهى نيست . قرارگاه همه در اين روز نزد پروردگار توست . در اين روز آدمى را از هرچه پيشاپيش فرستاده و بعد از خويش گذاشته است خبر مىدهد .
( 2 ) . منظور دو بال « همت » و « حالت » صوفى است .
( 3 ) . شورى ، آيه 11 ؛ هيچ چيز مانند او نيست و اوست كه شنوا و بيناست .
( 4 ) . منظور اين است كه هيچ كسى نمىتواند جز در خدا و از طريق خدا بشناسد .