16 . به اندازه دو سوى كمان بود . هنگامى كه بازگشت و ملاقات كرد ، فراخوانده شد ، آنگاه اجابت كرد . چشم دوخت آنگاه ناپديد شد ، نوشيد آنگاه خوشبو و پاكيزه شد .
نزديك شد آنگاه بزرگوار شد ( بيمناك شد ) .
از شهر و ديار و ياران و خانواده و ديدگان و نشانهها دورى گزيد ( فارق شد ) .
17 .
« ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ »
« 1 » آن هنگام كه بىتاب شد ، بهانهجويى نكرد . ( ضعف نشان نداد ) . آن هنگام كه تجلى كرد ، سست نشد ، آن هنگام كه بود سست نشد .
18 .
« ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ »
« 2 » رفيق شما در مشاهدهء ما گمراه نشد . در بارگاه ما و در رساندن پيام ما گمراه نشد . در توافقات و معاملات با ما منحرف نشد . رفيق شما در فراموشى ذكر گمراه نشد و در گرداب انديشه گرفتار نشد .
19 . بلكه در هر نفسى و هر لحظهاى [ از لحظات زندگى ] ذكر حق مىگفت . و در رنجها و بخششها سپاسگزار بود .
20 .
« إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »
« 3 » از نور به نور بود .
21 . سخن را برگرداند و از اوهام روى گرداند . گامهايش را جلو و عقب كرد . نظم آنها را بهم ريخت . با عشاق ، عاشق باش . آگاه باش تا در ميان كوهها و صخرهها پرواز كنى .
كوههاى فهم و صخرههاى اسلام تا ببينى آنچه نبينى ، تا به شمشير خاموش در مسجد الحرام بدل شوى .
22 . آنگاه نزديك شد . گويى به سبب معنايى نزديك شد . سپس بازداشت مانند يك حاكم نيرومند و نه يك ناتوان . آنگاه از مقام تهذيب به مقام تأديب ، و از مقام تأديب به مقام تقريب رفت . براى طلب نزديك شد . براى رهايى سر فرود آورد . براى درخواست نزديك شد آنگاه فريادكنان سر فرود آورد . براى جواب نزديك شد ، سپس براى نزديك شدن سر فرود آورد . براى شاهد بودن ، نزديك شد ، سپس براى مشاهده نزديك شد ، بعد بعد بعد . . .
23 . « به اندازه فاصله دو طرف كمان » « 4 » بود . با تير ، « بين » ( جدايى ) ، « اين » ( كجايى ) را
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 2 ؛ رفيق شما گمراه نشد .
( 2 ) . همان ، آيه 9 .
( 3 ) . همان ، آيه 4 ، نيست اين سخن جز وحيى كه بر او مىشود .
( 4 ) . نجم ، آيه 9 .