ردّ ( يارى ، يار ، دوست ، نيرو و توان ) ، و امتداد ، و اعتداد ( اطمينان ، اعتماد به نفس ) ، و انفراد ( تنهايى ) و انقياد ( تسليم و سرسپردگى ) ، و مراد ، و شهود ، و حضور « 1 » ، و رياضت « 2 » ، و حياطت ( احتياط ، وسعت انديشه ) و افتقاد ( جستجو ، گم كردن ) ، و اصطلاء ( درخواست گرما ) و تدبّر ، و تحيّر ، و تفكّر ، و تصبّر ، ( شكيبايى كردن و تعبّر ( رؤيا ) و رفض ( طرد كردن ) و تيقظ ( بيدارى ، هشيارى ) ، و رعايت « 3 » و هدايت و بدايت ( آغاز ) اينها مقامات اهل صفا و صفوت است .
2 . هر مقامى مراتبى دارد ، بعضى قابل فهم و بعضى غير قابل فهم .
3 . آنگاه وارد وادى گسترده و فراخ شد و آن را پيمود و خانواده و عشيره را از كوه و دشت گذرانيد .
4 .
« فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ »
« 4 » شايسته حقيقت شد و خويشان را رها كرد . با اين همه ، به خبر بدون نظر ( نگريستن ) رضايت داد . تا ميان او و خير البشر ( حضرت محمد ( ص ) ) تفاوتى باشد و سپس گفت :
« لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ »
« 5 »
5 . چون هدايت يافته به خبر رضايت داد ، چگونه پيرو به اثر رضايت ندهد .
6 . از درخت
« مِنْ جانِبِ الطُّورِ »
« 6 » از درخت نشنيد ، از نيكان نشنيد .
7 . مثل من ، مثل آن درخت است . اين سخن اوست . « 7 »
هامش
( 1 ) . حضور : در عرفان عبارت است حضور آنان كه همواره حاضر وقت خويش باشند يا غفلت و فراموشى در آنان راه ندارد .
( 2 ) . رياضت : تحمل شدايد و سختىها ، در عرفان عبارت است از تبديل كردن صفات ناپسند به صفات پسنديده .
( 3 ) . رعايت : در عرفان به معناى مراعات و محافظت كردن است و عبارت است از صيانت احوال و اعمال و اوقات باشد . اولين درجهء رعايت ، رعايت اعمال . دوم ، رعايت احوال . و سوم رعايت اوقات است .
( 4 ) . قصص ، آيه 29 ؛ چون زمان مقرر موسى به پايان رسيد .
( 5 ) . همان : شايد از آن خبرى بياورم .
( 6 ) . همان ، از جانب طور .
( 7 ) . موسى نماد يكى از سالكين است و به گفتهء روزبهان بقلى مراد از « انا الحق » يعنى من « شجره قدرتم »