سختىها و كارهاى توانفرساى براى پاك نگهداشتن نفس از آلودگىهاست . تربيت و تأديب و تمرين و ممارست و فرمانبردارى است .
نزد عارف ؛ شكستن نفس و تهذيب عادات و اخلاق نفسانى است .
ابن خفيف : رياضت شكستن نفس است به خدمت و منع كردن نفس است از فترت در خدمت .
* * *
[ ( ز ) ]
زكات كبرى : خلاصهء چيزى . برگزيدهء هر چيز . عارف گويد : زكات ، شكر نعمت هر عضوى از اعضاء است . چنانكه تمام اعضاء را مستغرق خدمت حق و مشغول عبادت دارد و به هيچ لهو و لعب نگرايد تا حق زكات نعمت گزارده باشد . شبلى گويد : چون بخل موجود باشد و مال حاصل شد ، از هر دويست درهم ، پنج درهم بايد داد ؛ و از بيست دينار ، نيم دينار ، اما به مذهب من هيچ چيز ملك نبايد كرد تا از مشغلهء زكات رسته باشى .
زهد : روى گردانيدن از چيزى براى چيز ديگر . حقير شمردن چيزها ، دشمن داشتن پيرايههاى زندگى و ترك كردن لذّتهاى دنيوى براى آخرت است . در نزد صوفيه زهد يكى از مقاماتى است كه بعد از توبه و ورع سالك بايد در آن گام نهد . در تصوف بايد از رنگ تعلق آزاد بود و از تعينات دست شست و به خاطر وصول به حق از جهان و هرچه در او هست گذشت .
سفيان ثورى گويد : زهد در دنيا نه پلاس پوشيدن است ، و نه نان جوين خوردن ، لكن دل در دنيا ناپستن است و امل كوتاه كردن . « 1 »
عطار :
زهد چيست آزاد دنيا بودنست * ديدهبان راه عقبى بودنست « 2 »
حافظ :
ز خانقاه به ميخانه مىروى حافظ * مگر ز مستى زهد ريا به هوش آمد
مولوى :
هامش
( 1 ) . تذكرة الاولياء ، عطار ، ص 227 .
( 2 ) . مصيبتنامه ، ص 45 .