صد منزل آن را خلاصه كرده است . اعمال و احكام شرعى كه سالك بدانها مكلف است .
مولوى :
از ره و منزل مگو ديگر مگو ديگر مگو * اى تو راه و منزلم بارى بيا بارى بيا « 1 »
حافظ :
گرچه منزل بس خطرناك است و مقصد ناپديد * هيچ راهى نيست كانرا نيست پايان غم مخور
عطار :
راه چيست از جان پناهى يافتن * گنج را دزديده راهى يافتن
ربوبيت : خدايى ، خداوندى ، پروردگارى . الوهيت اصل آن ربّ به معناى مالك ، صاحب ، خالق و اصلاحكنندهء چيزى و مربى و تربيتكننده است . چيزى را جمع كردن ، مالك چيزى بودن ، نعمتى را تمام كردن ، تسلط داشتن ، حكومت كردن ، افزودن چيزى بسيار و زياد شدن چيزى . ريشهء اين واژه در همهء زبانهاى سامى ، مشترك و احتمالا به معناى غليظ و ضخيم بودن است . رب آن مبدئى كه صفت ذاتى او كامل نمودن و فرا آوردن و رساندن موجودات و جهانيان است به كمالاتى كه بر آنها مىسزد . نام و عنوان جامع صفات اراده و قدرت و علم ، صفت ربّ است . كه همهء آثار و صفات و نمودارهاى هستى از آن آغاز شده و بدان منتهى مىشود و در هر پديده به صورت تركيب و خواصى محدود و متمايزى درآمده است .
حلاج : جادهء منازل ربوبيت بسيار است ، اما راه يكى است .
رحمت ازلى : رحمت ، مهربانى ، شفقت ، بخشايش ، عفو ، از صفات ذات است .
آهنگ خير داشتن .
رسم : هر عادت بىنيت را گويند ، برخى از عرفا گويند : رسم خلق و صفات غير خداست . يا گويند : ظواهر خلق و ظواهر شريعت است . به معناى نشان ، نشانه ، نشان ناپيدا ، مهر كردن خرمن ، طريق و آيين ، روشن و قانون و آداب است ، صفتى كه در ابد جريان دارد .
هامش
( 1 ) . ديوان شمس ، ج 1 ، ب 1794 .