عطار :
همه ترسند از تو ، من ترسم ز خود * از تو نيكى ديدهام از خويش بد
صوفيه معتقد است كه خوف و رجا دو بال سالك است كه رهرو بدان در فضاى تقرب الهى پرواز مىكند . خوف عبارت است از ترس از پيش آمدن امر مكروه و ناپسند ، و رجا ، عبارت است از تعلق قلب به حصول امر محبوبى در آينده .
مولوى :
ز عشق كم گو با جسمانيان كه ايشان را * وظيفه خوف و رجا آمد و ثواب و عقاب « 1 »
مرد بحرى دايما بر تخته خوف و رجاست * چونكه تخته و مرد فانى شد بر استغراق نيست « 2 »
* * *
[ ( د ) ]
دار الملك : دار به معناى خانه است . كه از لحاظ عرفانى عبارت از : منزلگاه و محل استقرار روحانيّت و روضات قدسى است .
داعى : دعوتكننده ، آنكه مردم را به دين خود يا خدا دعوت كند . كسى كه متحقق شده باشد به معرفت علوم سياست كه او را ادارهء امور مردم ممكن باشد . انبياء و اولياء همه داعيان حق و به سوى حقاند .
داعى حق : - داعى .
دايرهء لون : دايرهء هستى .
دل : همان قلب است كه در عرفان مظهر نفس ناطقه و مخزن اسرار الهى است .
خواجه عبد اللّه انصارى گويد : دل آدمى را چهار پرده است : پرده اول صدر است كه مستقر عهد الهام است . پردهء دوم قلب است كه محل نور ايمان است كه فرمود : « كتب فى قلوبكم الايمان » پردهء سوم فواد است كه سراپرده مشاهدت حق است كه فرمود : « ما كذب الفواد ما رأى » پرده چهارم شغاف است كه محبط رحل عشق است كه فرمود : « قد شغفها حيا » . « 3 »
هامش
( 1 ) . ديوان شمس ، ج 1 ، ب 3424 .
( 2 ) . همان ، ب 4186 .
( 3 ) . فرهنگ اصطلاحات عرفانى ، دكتر جعفر سجادى .