تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
درحالىكه دانشم بر زبانم جارى بود پس از فراق و دورى مرا به خود نزديك كرد و خداوند مرا مخصوص خود كرد و برگزيد

( 97 )

[ به سوى خدا باز گرد ] به سوى خدا باز گرد چون غايت همان خداست و هرچه تلاش كنى هيچ خدايى جز او نخواهى يافت همانا او همراه خلقى است كه برايشان در ميم و عين و تقديس معناى خدايى است « 1 » معناى خدا بر لبان كسى است كه با زبان بسته به سوى خلقى آمده كه همهء آنان آن واژه ( خدا ) را بر زبان دارند اگر شك مىكنيد پس دربارهء سخن يارتان بينديشيد تا با انكار شك ، بگويد اين « او » ست پس « ميم » گشايندهء بالا و پايين است و « عين » گشايندهء دور و نزديكش

( 98 )

[ كسى كه عقل او را رهبرى كند ] كسى كه عقل او را رهبرى كند او را به حيرت مىكشاند و سرگرم مىكند اسرارش را با نيرنگ درآميخته است در حيرتش مىگويد : آيا « او » ست ؟
هامش
( 1 ) . يعنى او با كسانى است كه مىدانند معناى ميم و عين چيست .
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 446 | حسين بن منصور الحلاج / قاسم مير آخورى