تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧

( 99 )

[ توحيد را به بازيچه قرار ندادم ] توحيد را به بازيچه قرار ندادم مگر آنكه آن را فراموش كرده باشم چگونه فراموش كنم ، چگونه بازيچه قرار دهم ؟ درحالىكه من ، « خود » ، « او » هستم

( 100 )

[ نامى است با خلق ، چون بدان حيران شده‌اند ] نامى است با خلق ، چون بدان حيران شده‌اند تا از آن معنايى به كف آوردند به خدا سوگند ، هرگز آنها بدان پى نبرند مگر اينكه از نو آفريده شوند

( 101 )

[ اى سرّ سرّ من از بس كه ظريف و باريكى ] اى سرّ سرّ من از بس كه ظريف و باريكى از تخيّل هر مخلوق پنهان هستى چه در نهان و چه در آشكارا در هر چيز و براى همه چيز متجلى هستى پوزشم از تو ، نه از جهل است و نه از عظمت شكّم ، و نه از خامى انديشه‌ام تو همه چيز هستى و جز من نيستى پس چرا از خودم پوزش بخواهم ؟

( 102 )

[ نبودم اگر مىدانستم ] نبودم اگر مىدانستم چگونه راه به سوى توست