تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
از همه چيزم فانى گردانيدى پس بر تو گريان شدم

( 103 )

[ براى قلبم تمناهاى گونه‌گونى بود ] براى قلبم تمناهاى گونه‌گونى بود و از لحظه‌اى كه چشم تو را ديد تمناهايم آشكار شد ( گرد آمدند ) پس كسى كه بر او رشك مىبردم او هم به من رشك برد و لحظه‌اى كه تو يارم شدى ، من جهاندار شدم دين و دنياى مردم را رها كردم اى دين و دنياى من به عشق تو گرفتار شدم دوستان و دشمنانم به خاطر تو سرزنشم نكنند مگر به خاطر غفلتشان از آشوب بزرگم در دلم دو آتش يگانه برافروختى آتشى در سينه‌ام و آتشى در درونم از تشنگى قصد نوشيدن آب نكنم مگر خيال تو را در آب ببينم آتش از برف در دلم سردتر است و شمشير براى من از دورى مولايم نرم‌تر است

( 104 )

[ تو را مىخواهم ، اما نه براى ثواب ] تو را مىخواهم ، اما نه براى ثواب بلكه براى عقاب مىخواهم پس به همهء آرزوهايم رسيدم ( هرچه مىخواستم ) به جز لذّت عذاب كه مايهء نشاط و وجد من است
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 448 | حسين بن منصور الحلاج / قاسم مير آخورى