294 . كسى اعمال ببيند از جمال دور ماند .
295 . چون قفل از قلب برداشته شد ، ربانى شود و غيبها را آشكار كند .
296 . كسى كه به او اشارت كرد متصوف است . و كسى كه از او اشارت كرد ، او صوفى است .
297 . چون بلا و رنج در بندهاى ادامه يابد او را مألوف كند و اين رحمت خدا بر اهل جهنم از آنجا كه نمىفهمند .
298 . دربارهء اين آيه :
« ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا »
« 1 »
گفت : نجات نداد مگر با برگزيده ازلى و عنايت ابدى و رسم و وسم و اسم عوارضات زائله و امتحانات عاطله .
299 . در آن ساعت كه معشوق بساط سياست گسترده باشد و عاشق را براى قتل حاضر كرده ، عاشق در جمال او حيران شده و مىگويد :
او بر سر قتل و من به دو حيران * كان راندن تيغش چه نگوييد .
300 . از اخلاق مردان مومن آن است كه توانگريش ميانه بود اگر بود قانع بود در فاقه از خوردن به خود .
301 . اندو او اگر مصوّر شود انبيا و اولياء جمله روى به او آرند و يكى را نيز از بهشت ياد نيايد .
302 . هركه به همه مقامات بندگى فرا رسد و به جاى آورد .
303 . مريد آن است كه پيشى گيرد اجتهاد او بر مكشوفات او و مراد آن است كه مكشوفات او بر اجتهاد پيشى گيرد تا چه چيز از صدق بيرون آيد .
304 . تا زهد داغ انبيا را باز داده است هنوز داغى بر هيچ دلى ننهاده است .
305 . كسى كه با دانش دربارهء تعليم سخن گويد بر او غلط و سهو جايز باشد . و چه بسا خطا كند و راه درست رود و اين از مقامات ظاهر ايمان است و آنكس كه دربارهء انوار سخن گويد از صفات الوهيت بهرهمند شود و الفاظ تامّه و شافيه و ناطقه كه در دل دارد بهرهمند گرديد .
هامش
( 1 ) . مريم ، آيه 72 ؛ آنگاه پرهيزكاران را نجات مىدهيم و ستمكاران را همچنان به زانو نشسته در آنجا وامىگذاريم .