138 .
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 1 »
حسين گويد : همه موجودات را با واژهء كن ( باش ) پديد مىآورد . اين كار ساده و كوچكى است كه انجام مىدهد تا خلق به آسانى كار او پى ببرند . پس به موجود دل نبندد زيرا به منشأ و مبدأشان باز مىگردند . خلق به زينت هستى مشغول هستند . پس ايشان را به آن وامىگذارد و افراد خاصش را انتخاب مىكند . ايشان را از بند هستى مىرهاند و آنان را به آن زنده مىكند . و برايشان سبب و دليلى قرار نداد و براى آثارشان راهى قرار نداد .
سوره صافات
139 .
إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ
« 2 »
حسين گويد : آزمايش با خداست و عافيت از خداست و امر از خداست و نهى از براى او نيست .
سوره زمر
140 .
. . . فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 3 »
حسين گويد : سختى دل به نعمتهاست . سختترين قساوت دل ، فراموشى است . زيرا با نعمت آرامش مىيابد و با سختى ياد خدا مىكند .
141 . در ادامه گويد : كسى كه در نعمت هوا و هوس باشد ، نعمت او را سرمست و گيج كند . پس در هنگام سرمستى عقوبت مرا به ياد آريد .
142 . باز گويد : كسى كه براى چيزى بكوشد كه دانستن آن چيز را [ خداوند ] جايز
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 82 ؛ چون بخواهد چيزى را بيافريند ، فرمانش اين است كه مىگويد : موجود شو ، پس موجود مىشود .
( 2 ) . صافات ، آيه 106 ؛ اين آزمايشى آشكارا بود .
( 3 ) . زمر ، آيه 22 ؛ . . . پس واى بر سختدلانى كه ياد خدا در دلهايشان راه ندارد ، كه در گمراهى آشكار هستند .