تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
معرفت و فهم و عظمت و هوشيارى و ادراك و تشخيص و لغات و كلمات را بيان ( آشكار ) كرد . و ربع چهارم حركت و سكون است . اين‌چنين او را آفريد و آراست . 103 .
. . . . ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ . . .
« 1 » حسين گويد : پروردگار چيزها را با قدرتش آفريد و به لطف خلقتش آن را نابود كرد و آدم را بار ديگر آفرينش ديگر داد . چون او را آفريد از او ذريّه‌اش را آفريد كه توصيف شد به پاره گوشت و لخته خون . آفرينندهء خلقتش است ، اسم خود را در هنگام خلقت‌اش خالق گذاشت و در وقت صنعش ، صانع گذاشت . اسمى را به او منتسب نكردند بلكه قدرت او را وصف كرده‌اند و خلق آن را به عوض اسم او گرفتند . بنابراين چون آنها را آفريد ، اسمش را خالق گفت از براى خلق . و براى ايشان ، آن را ( اسم خود را ) آشكار و ظاهر كرد و اين اسم مكنون نزد او بود كه در ازل خويش آن را بازگردانيد و خودش را به آن اسم ناميد . خودش به او بازگشت ، پس همهء خلق از ادراك وصف قدرتش ناتوانند و هركه خدا را وصف كرد با آن خودش را وصف كرده است اين از براى اوست و او برتر و بزرگتر از آن است و براى خلق صفاتش را پديدار كرد كه مطابق ذاتش نباشد و شايسته آنهاست .
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
104 .
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ
« 2 » حسين گويد : فرشتهء مرگ ، موكّل ارواح بنىآدم است و فرشتهء فناء موكّل ارواح حيوانات است و مرگ علماء بقاء ايشان است مگر آنكه از ديدگان پنهان بمانند و مرگ مطيعان گناه است چون دانست كه گناهكار است . 105 .
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ . . .
« 3 » حسين گويد : صمديّت از پذيرش آنچه باقى نمىماند ، سر باز زند . زيرا صمديت تا ابد
هامش
( 1 ) . مؤمنون ، آيه 14 ؛ بار ديگر او را آفرينشى ديگر داديم . ( 2 ) . همان ، آيه 15 ؛ و بعد از اين همهء شما خواهيد مرد . ( 3 ) . مؤمنون ، آيه 91 ؛ خدا هيچ فرزندى ندارد .