93 . حسين گويد : حضرت موسى ( ع ) منافع عصا را براى پروردگارش برشمرد ( اين عصاى من است ، بر آن تكيه مىكنم و براى گوسفندانم با آن برگ مىريزم ، و مرا با آن كارهاى ديگر است ( طه ، آيه 18 ) خداوند به او فرمود اى موسى آن را بيفكن ( آيه 19 ) يعنى از خودت سكون با منافعش را بيفكن و در درونش دانهاى است كه انس و الفت را از بين مىبرد و وحشت و ترس را جايگزين آن مىكند در اين هنگام آن را انداخت كه به ناگهان مارى شد كه مىدويد . و بعد خداوند به موسى فرمود آن را بگير و نترس پس گرفتش و به صورت اوليهاش درآمد .
94 .
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي
« 1 »
يعنى چون او به سوى حق آمد ، توقف و ترتب از او بر طرف شد و به سوى خدا باز آمد .
آنچنانكه او را به خود خواند و وى را براى خود خواست . و از او پيمان گرفت و او را در خود يافت . او را با تمام قدرت و تحمل مشتقات پديدار كرد . و از وى چيزى باقى نماند تا امتناع كند . در مقام مواجهه و مخاطبه ايستاد . فصاحت و بلاغت را بر زبانش جارى كرد .
به شايستهترين حال او نگريست پس فرشتهاش را خواست كه سينهاش را گشاده گرداند تا او را به مقام مواجهه و مخاطبه برساند . سپس به شايستهترين حال او نگريست و چون امر او انجام شد . خواست كه او را كامل كند تا او را به بالاترين مقام ارتقا دهد . و او را به سوى خدا با خدا بازگشت داد . و هركس كه به او رسيد ، هرگز آسيبى متوجه او نشد . باز به شايستهترين حال او نگريست ، پس خواست كه گره از زبانش بگشايد و اين تا مادامى كه او مالك نطق و بيانش باشد چون اين دگرگونى پايان يافت ، بازگشتكننده به خداى واحد كه شريك و همتايى ندارد ، نزد او شايستگى پيدا كرد . از آنجا كه در ميقات پروردگار بود ، احوال از او دور شد ( برفت ) . پس آن را نديد و ديدش را از دست داد تا اينكه اين گفتار پروردگار تحقق يافت :
« قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى »
هامش
( 1 ) . طه ، آيه 26 ، پروردگارا سينهء مرا براى من گشاده گردان .