341 - امام عليه السلام ( در سود و زيان برخى از خوها ) فرموده است
: 1 - هر كه در عيب ( بدى ) خويش بنگرد از عيب ديگرى باز ماند ( چون به اصلاح زشتيهاى خود پرداخته به ديگران نمى رسد ) 2 - و هر كه به روزى كه خدا داده خوشنود باشد به آنچه از دست داده اندوهگين نشود ( چون آنچه شخص بيابد و در چنگش بماند نشانهء آنست كه روزى او همان بوده است ، و آنچه جست و نيافت يا يافت و از دست داد نشانهء آنست كه روزيش نبوده ، پس اندوه خوردن بر نيافتن يا از دست دادن پس از يافتن دليل بر راضى نبودن به روزى مقدّر است ) 3 - و هر كه شمشير ستم ( از غلاف ) بيرون كشد ( بسيار ستم كند ) به همان شمشير كشته شود ( علاوه بر كيفر آخرت در دنيا هم تباه گردد ) 4 - و هر كه ( بى اسباب ) در كارها ( ى دشوار ) بكوشد و رنج كشد ( با قضاء و قدر آويخته ) هلاك شود ، 5 - و هر كه خود را در گردابهاى سختى و رنج بيفكند ( با ناتوانى به كار بزرگ دست اندازد ) غرق گردد ( از بين برود ) 6 - و هر كه در جاهاى بد داخل شود مردم به او بد گمان گردند ( هر چند كار بدى انجام نداده باشد ) 7 - و هر كه پر گويد خطاء و اشتباه بسيار كند ( چون در گفتار انديشه به كار نبرد ) و هر كه خطاء بسيار كند شرمش كم شود ( چون كار زشت پيشهء او مىشود ) و هر كه شرمش كم شود پرهيزكارى و دورى از گناهش كم گردد ( چون بى شرم از انجام هر كار ناشايسته باك ندارد ) و هر كه پرهيزكاريش كم شود دلش مى ميرد ( از رحمت خدا دور گردد ، زيرا زنده دل بودن بستهء بپرهيز از گناه است ) و هر كه دلش بميرد داخل آتش شود ( چون بهشت جاويد و رحمت خدا براى دل مرده نيست ) 8 - و هر كه در زشتيهاى مردم نگريسته و آنها را نپسندد و براى خود بخواهد پس او همان احمق و نفهم است ( زيرا مخالفت با آنچه راست و درست دانسته نموده كه از نفهمى و كم خردى است ) 9 - و قناعت ( خورسند بودن به بهرهء خود ) دارائى است كه نيست نگردد ، 10 - و هر كه مرگ را بسيار ياد نمايد به اندك از دنيا خوشنود باشد ( چون غفلت از مرگ حرص به دنيا مى آورد ) 11 - و هر كه بداند گفتار او از روى كردار او است ( آنچه مى گويد به آن رفتار مى نمايد ) گفتارش كم گردد مگر در آنچه به آن تصميم گرفته و اهميّت مىدهد .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1250
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٢٥٠