تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1237

مساهمون:

ص١٢٣٧
309 - به امام عليه السلام يكى از يهود گفت : شما ( مسلمانان ) پيغمبرتان را به خاك نسپرده بوديد كه در بارهء او اختلاف نموديد ، حضرت ( در سرزنش يهود ) به او فرمود : 1 - ما اختلاف نموديم از او ( در بارهء جانشينى در امّت او ) نه در بارهء او ( در پيغمبرى او و يگانگى خدا و آنچه فرموده بود اختلاف نداشتيم ) ولى هنوز پاهاى شما از آب دريا خشك نشده بود ( هنگاميكه خدا شما يهود را از فرعونيان نجات داد و دريا را برايتان شكافت تا گذشتيد و فرعونيان را در دريا غرق نمود ، با ديدن همهء اين آيات و نشانه‌هاى توحيد چون به كنار دريا رسيده گروهى را ديديد كه بتهائى را مى پرستيدند از روى نفهمى و نافرمانى ) به پيغمبر خود ( حضرت موسى عليه السّلام ) گفتيد : اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ س 7 ى 138 يعنى ) براى ما خدائى ( كه ببينيم ) مانند خدايانى كه ايشان را است قرار ده ، موسى گفت : شما سخت مردم نادانى هستيد ( و در گمراهى فرو رفته‌ايد كه با ديدن اين همه آيات و نشانه‌هاى توحيد باز چنين سخن نادرست مى گوئيد ) .
310 - به امام عليه السلام گفتند : بچه چيز ( در كارزارها ) بر دليران برترى يافتى ( آنان را زبون ساخته و يا كشتى ) آن حضرت ( در بارهء هيبت و ترس مردم از خود ) فرمود : 1 - به هيچ كس ( در كارزار ) بر نخوردم مگر او مرا بر زيان ( كشتن ) خود يارى و كمك مى نمود ( سيّد رضىّ « عليه الرّحمة » فرمايد : ) حضرت به اين سخن اشاره مى فرمايد بجا گرفتن هيبت و ترس خود را در دلها ( كه دليران دلباخته
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1237 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام