تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1066

مساهمون:

ص١٠٦٦
امير المؤمنين « عليه السّلام » است ، چنان كه در روز سقيفه « بنا بر نقل ابن ابى الحديد از قول محدّثين » به زبان پارسى به مسلمانان گفت : كرديد و نكرديد يعنى خودتان خليفه انتخاب نموديد و از خليفه‌اى كه پيغمبر اكرم تعيين فرموده است چشم پوشيديد ، كنايه از اينكه به ظاهر مسلمان مى نماييد ولى در باطن مسلمان نيستيد ، و نويسندگان در نام پيش از اسلام او اختلاف دارند روز به ابن خشنودان و بهبود ابن بدخشان از فرزندان منوچهر پادشاه و غير از اين دو نام نيز گفته‌اند ، حضرت رسول او را سلمان ناميد ، و به سلمان الخير و سلمان المحمّدىّ ملقّب گرديد ، و چون از او مى پرسيدند تو كيستى مى گفت : من سلمان ابن الاسلام و از بنى آدم هستم ، و كنيه‌اش ابو عبد اللّه و أبو البيّنات و ابو المرشد بود ، و اصلش از شيراز يا رامهرمز يا شوشتر يا از قريه و دهى از اصبهان كه آن را جىّ مى گفتند بوده ، و امام عليه السّلام اين نامه را ) پيش از رسيدن خود بخلافت ( ظاهريهّ نوشته ، و در آن او را از فريب دنيا بر حذر داشته است ) : 1 - پس از ستايش خداى تعالى و درود بر پيغمبر اكرم ، داستان دنيا مانند مار است كه مالش آن نرم و زهرش كشنده است ، بنا بر اين دورى كن از آنچه ( كالايى كه ) ترا در دنيا شاد مى گرداند براى آنكه از كالاى آن اندكى ( بس كفنى ) با تو همراه مى ماند ( به گور مى برى ) و اندوههاى آن را از خود دور ساز براى آنكه به جدائى از آن و تغيير احوالش باور دارى ( ميدانى كه بالأخره از آن جدا مى مانى و هر دم روش آن بخلاف هنگام ديگر است ، پس به آن دل مبند و براى زندگانى چند روزه افسردگى به خود راه مده ) 2 - و هر وقت انس و خوى تو به دنيا بيشتر است از آن هراسانتر باش ، زيرا دنيا دار هرگاه در آن دلبسته شاد شد دنيا او را از آن حال به سختى مى كشاند ، يا هرگاه به انس و خو گرفتن مطمئنّ گرديد او را از آن حال بترس و هراس گرفتار مىكند ( پس خردمند نبايد از دوستى چنين دشمنى فريب خورد ، بلكه بايد هنگاميكه دوست مى نمايد بيشتر از آن دورى كرد ) و درود بر شايستهء آن .