تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1056

مساهمون:

ص١٠٥٦
64 - از نامه‌هاى آن حضرت عليه السلام است در پاسخ نامه معاويه ( كه نادرستى گفتارش را بيان فرموده او را سرزنش مى نمايد ) : 1 - پس از حمد خداى تعالى و درود بر حضرت مصطفى ، بطوريكه ياد آوردى ما و شما ( پيش از اسلام ) دوست و با هم بوديم ، پس ديروز ( اسلام ) بين ما و شما جدائى انداخت كه ما ايمان آورديم ( به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گرويديم ) و شما كافر شديد ، و امروز ( پس از آن حضرت ) ما راست ايستاديم ( بدستور دين رفتار مى نماييم ) و شما بفتنه و تباهكارى گراييديد ( از راه دين قدم بيرون نهاديد ) و ( در زمان پيغمبر اكرم هم ) مسلمان شما اسلام نياورد مگر به اجبار و پس از آنكه همهء بزرگان اسلام ( پيش از فتح مكهّ ) يا رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - گشتند ( اين جمله اشاره است به ابو سفيان كه اسلام نياورد تا آنكه پيغمبر اكرم مكهّ معظمّه را فتح نموده و با لشگرى كه بيش از ده هزار كس بود در شب وارد مكهّ گرديد ، عبّاس بر استر آن حضرت سوار شده در اطراف مكهّ مى گشت تا قريش را آگاه سازد كه نزد آن بزرگوار آمده معذرت بخواهند ، به ابو سفيان برخورد ، گفت : در پشت من سوار شو تا ترا نزد رسول خدا برم و زنهار برايت بگيرم ، چون نزد حضرت رسول آمدند ، پيغمبر فرمود : اسلام