53 - از عهد و پيمانهاى آن حضرت عليه السلام است كه براى ( مالك ابن حارث ) اشتر نخعى
- خدا او را بيامرزد - نوشته چون او را بر مصر و بر اطراف آن سامان فرمانروا قرار داد هنگاميكه حكومت محمّد ابن ابى بكر درهم و پريشان گرديده بود ، و آن درازترين و جمعترين پيمانى است كه براى نكوكاريها ( دستور دادرسى ، رموز رعيّت پرورى ، آداب مملكت دارى ، طريق لشگر كشى و پند و اندرز به همگان ) نوشته است ( در عرب اشتر كسى را گويند كه پلك چشمش برگشته و مژه نداشته باشد ، و هم كسى را كه پلك چشم يا لب پايينش چاك داشته باشد ، و مالك ابن حارث نخعىّ « قدّس اللّه روحه » را اشتر گويند براى آنكه گفتهاند : در پيكار لشگر عرب با سپاه روم در سال شانزدهم هجرىّ گرزى بر خود مالك كوفته شد و خود بر سرش پخش و پارهاى از آهن آن چشم او را چاك زد ، پس از آن روز به اشتر ملقّب گرديد . چون وضع مصر در زمان حكومت محمّد ابن ابى بكر بر اثر فتنه انگيزى و تباهكارى معاويه درهم شد ، و گروهى به خونخواهى عثمان برخاستند و به امير المؤمنين عليه السّلام از اوضاع آن سامان خبر رسيد ، فرمود : حكمرانى مصر شايستهء يكى از دو نفر است يا قيس ابن سعد « از بزرگان شيعيان علىّ عليه السّلام و اعدل عدول » كه او را از آنجا برداشتيم دوباره بايد فرمانروا
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 988
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٩٨٨