و نه به ارث بردن . الحاصل امام عليه السّلام به ستمى كه بر او وارد گشته اشاره نموده و در بارهء دلبستگى نداشتن بمال دنيا مى فرمايد : ) 5 - و فدك و غير فدك را چه خواهم كرد در حالى كه جايگاه شخص فردا ( پس از مردن ) قبر و گور است كه در تاريكى آن اثرهايش بريده و خبرهايش پنهان مىشود ، و گودالى است كه اگر گشادگى آن زياده شود و دو دست گور كن در فراخى آن بكوشد سنگ و كلوخ آن را مى فشارد ، و رخنههايش را خاك روى هم انباشته ببندد ، و همّت و انديشهء من در اينست كه نفس خود را با پرهيزكارى تربيت نموده خوار گردانم تا در روزى ( قيامت ) كه ترس و بيم آن بسيار است آسوده باشد ، و بر اطراف لغزشگاه استوار ماند .
قسمت سوم نامه
6 - و اگر بخواهم راه مى برم به صافى و پاكيزگى اين عسل و مغز اين نان گندم و بافتههاى اين جامهء ابريشم ، ولى چه دور است كه هوا و خواهش بر من فيروزى يابد ، و بسيارى حرص مرا به برگزيدن طعامها وا دارد و حال آنكه شايد به حجاز ( مكهّ و مدينه و سائر شهرهاى آن ) يا يمامه ( شهرى است از يمن ) كسى باشد كه طمع و آز در قرص نان نداشته ( چون در دسترسش نيست ) و سير شدن را ياد ندارد يا چه دور است كه من با شكم پر بخوابم و به دورم شكمهاى گرسنه و جگرهاى گرم ( تشنه ) باشد ، يا چنان باشم كه گويندهاى ( حاتم ابن عبد اللّه طايى ) گفته :