روندهء زير بار زور از سستى و ناتوانى ، و نه ( چون شتر رام ) سپارندهء مهار بدست كشنده ، و نه پشت دهنده براى سوارى كه بر آن بر آمده سوار شود ( خلاصه در برابر دشمن از هيچ سختى رو نمى گردانم )
و لكن ( سخن در بارهء قريش و خويشاوندان ) مانند آنست كه برادر بنى سليم ( شخصى از قبيلهء بنى سليم عبّاس ابن مرداس سلمىّ كه به محبوبهء خود چنان كه به او نسبت دادهاند ) گفته :
فإن تسألينى كيف أنت فإنّني * صبور على ريب الزّمان صليب
يعزّ علىّ أن ترى بى كآبة * فيشمت عاد أو يساء حبيب
يعنى اگر از من بپرسى چونى بر سختى روزگار بسيار شكيبا و توانا هستم ، دشوار است بر من كه غمّ و اندوهى در من ديده شود تا دشمنى شاد يا دوستى اندوهگين گردد ( پس از اينرو سخن از قريش در ميان نمى آورده درد دل و رنجش خود را از بد رفتاريهاى آنان اظهار نمى كنم ) .
37 - از نامههاى آن حضرت عليه السلام است به معاويه ( كه او را نكوهش نموده و يارى نكردن عثمان را از او دانسته )
: 1 - پس خدا را تسبيح نموده از هر عيب و نقصى منزهّ مى دانم ( شگفتا ) چه بسيار است هوا پرستى