يعنى آخرت ) خود را به آن اصلاح كنى ( و غير آن آنچه به كار برى يا بعد از خويشتن بگذارى به تو سود نرسانده دستگيرى ننمايد ) و اگر زارى ميكنى بر آنچه از دو دستت بيرون رفته پس زارى كن به آنچه به تو نرسيده است ( همانطورى كه زارى بر آنچه به تو نرسيده سودى ندارد زارى بر آنچه از دستت رفته بى فايده است ، بنابر اين بايستى به پيشآمد راضى بوده براى كالاى دنيا افسرده نشد ) دليل آور بر آنچه كه نبوده به آنچه كه بوده است ( از آنچه مى بينى به آنچه نديدهاى پى بر تا از بينايان و كار آگهان باشى ) زيرا امور ( دنيا ) مانند يكديگرند ، 59 و بايد از كسانى نباشى كه پند دادن به آنها سود نرساند مگر هنگامى كه به آزردن و رنجاندنشان بكوشى ، زيرا خردمند به ادب و ياد دادن پند مى آموزد ، و چهار پايان پيروى نمى كنند مگر بكتك ، اندوههائى كه به تو رو آورد با انديشههاى شكيبائى و نيك باورى ( به خداى تعالى ) از خود دور كن ( به آنچه خدا خواسته تن ده كه سعادت و نيكبختى تو در آنست ) هر كه راه راست و ميانه را بگذاشت از حقّ دورى گزيده و به خود ستم روا داشته است ، دوست به منزلهء خويش است ( آنچه در بارهء خويشاوند رعايت ميكنى در بارهء او نيز بايد به كار برى ) دوست كسى است كه نهانيش راست باشد ( آنچه در حضور اظهار مى نمايد در غياب هم چنان كند ، و گر نه منافق و دو رواست كه به مصلحت خود دوست جلوه مى نمايد ) و هوا و خواهش شريك كورى است ( همانطور كه نابينا چيزى نمى بيند ، شيفتهء هوا هم بكور دلى نيك و بد و سود و زيان خويش نشناسد ) 60 بسا دور نزديكتر از نزديك و بسا نزديك دور تر از دور است ( بسا بيگانه سود رساند و خويشاوند زيان ) و غريب و دور از وطن كسى است كه او را دوست نبوده ( هر چند در وطن باشد ) كسى كه از حقّ ( گفتار راست و كردار درست ) بگذرد راهش تنگ است ( كنايه از اينكه راه حقّ راهى است فراخ و آسان با نشانههاى هويدا ، و راه باطل راهى است تنگ و ترسناك ) و هر كه بر قدر و مرتبهء خويش سازش داشته باشد براى او پايندهتر مى ماند ، و استوارترين سبب و ريسمانى كه فرا گرفته و به آن چنگ زنى سببى است كه بين تو و خدا باشد ( هر كه به ريسمان خدا چنگ زند از هر كسى بى نياز گردد ) و هر كه در بارهء تو بى پروا باشد ( سود و زيانت را يكسان شمارد ) دشمن تو است ، گاه باشد كه بدست نيامدن دريافتن است هنگاميكه طمع و آز تباه كننده باشد ( بسا شخص به چيزى طمع دارد كه باعث
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 937
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٩٣٧