( گويا نگردد ، يعنى چون كسى را توانائى سخن گفتن نباشد گفتار بر زبان او نيايد ، مانند سائر اعضاء چنان كه شخص تا توانائى راه رفتن نداشته باشد پا به خودى خود راه نمى رود ) و گفتار زبان را مهلت ندهد هرگاه شخص توانا باشد ، 2 و ما ( خاندان رسالت ) اميران سخن هستيم ( سخن در فرمان ما است ) و ريشههاى آن در ما فرو رفته و شاخههايش بر ما گسترده شده ( هر مطلبى را مى توانيم در موقع مقتضى با منتهى درجهء فصاحت و بلاغت و جامعيّت بيان كنيم ) . 3 و خدا شما را بيامرزد ، و بدانيد شما در زمانى زندگى مى كنيد كه در آن گوياى بحقّ اندك و زبان از راستگويى كند و حقّ جو خوار است ، 4 مردم بر نافرمانى ( خدا و رسول ) آماده شدهاند ، و بر مماشات و سازگارى با هم ( براى پيروى از خواهشهاى نفس ) يار شده همراه گشتهاند ، جوانشان بد خو ، و پيرشان گناهكار ، و داناشان دو رو ، و سخنرانشان چاپلوس است ، كوچكشان به بزرگشان احترام نمى نهد ، و توانگرشان از بينواشان دستگيرى نمى نمايد .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 730
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧٣٠