تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
22 - از خطبه‌هاى آن حضرت عليه السلام است ( در توبيخ و سرزنش كسانى كه كشتن عثمان را به آن حضرت نسبت دادند مانند طلحه و زبير ، و بطلان دعوى ايشان را ثابت مىكند ، پس از آن شجاعت و دليرى خود را اظهار مى فرمايد : ) ( 1 ) آگاه باشيد شيطان گروه خود را بر انگيخته و سپاهش را گرد آورده تا جور و ستم به جاهاى خود باز گردد ( فاسق ستم پيشه گيرد ) و باطل به اصلش برگردد ( جاهل نادرست گويد ) ( 2 ) سوگند به خدا خوددارى نكردند از نسبت دادن به من منكرى را ( نسبت دروغ كه به من دادند كشتن عثمان و رضاى من بر قتل او مى باشد ) و ميان من و خودشان از روى عدل و انصاف سخن نگفتند ( زيرا اگر بعدل و انصاف رفتار مى كردند و بطلان دعوى ايشان واضح بود ) ( 3 ) و ( دعوى نادرست ايشان آنست كه ) حقّى را ( از من ) مى طلبند كه خودشان ترك كرده‌اند ، ( خونخواهى مى نمايند از ) خونى كه خودشان ريخته‌اند ، پس اگر من در ريختن آن خون ( كشتن عثمان ) با ايشان شركت كرده بوده‌ام آنها را هم بهره‌اى از آن بود ( پس اينان نبايد در صدد خونخواهى عثمان بر آيند ، زيرا آنان نيز قاتل هستند ، نه وارث تا بتوانند خون او را مطالبه نمايند ) و اگر بدون من مباشر بوده‌اند ، پس باز خواستى نيست مگر از ايشان ، و بزرگترين حجّت و دليلشان ( بر نسبت دادن شركت در قتل عثمان به من ) بر زيان خودشان است ( زيرا خودشان در قتل او مباشرت داشته‌اند ، و من مى دانم ايشان در صدد خونخواهى عثمان نيستند ، بلكه ) ( 4 ) شير مى خواهند از مادرى كه از شير دادن باز ايستاده و زنده مى خواهند بنمايند بدعتى را كه مرده ( توقّع دارند من هم مانند عثمان از مال فقراء و مسلمانان هر چه مى خواهند بايشان بدهم ، و ليكن من چنان نخواهم نمود و بدعت او بر نمى گردد ) ( 5 ) اى نوميدى كه دعوت ميكنى ( مرا بجنگ يا به موافقت خويش ميخوانى حاضر شو ) دعوت كننده كيست و بچه چيز اجابت مىشود ( مقصود از اين جمله بيان رذالت و پستى دعوت كنندهء آن حضرت است بجنگ كه طلحه يا زبير يا عائشه باشند ) و من به حجّت خدا بر ايشان و علم او در بارهء اينان راضى هستم ( به آنچه خداى متعال ميان من و ايشان حكم كرده و حجّت بر آنها تمام ساخته رضاء مى دهم ، و خداوند بفساد نيّت و ضلالت كارشان دانا است ، و مراد از حجّت خدا فرمان او است به جنگيدن با ياغيان ، چنان كه در قرآن كريم س 49 ى 9 مى فرمايد : وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ يعنى اگر دو طايفه از مؤمنين با يكديگر كارزار كنند ميان ايشان را صلح دهيد و اگر يكى از اين دو طايفه تعدّى و ستم كرد و به صلح راضى نگشت كار زار كنيد با كسانى كه تعدّى كنند تا به حكم خدا بر گردند و امر و فرمان او را
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 82 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام