تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
13 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه در مذمت شهر بصره و مردم آن فرموده ( پس از پايان جنگ جمل و فتح بصره حضرت امر فرمود منادى ميان مردم نداء كند كه روز جمعه به نماز حاضر شوند ، چون روز جمعه شد همه گرد آمده با آن جناب در مسجد جامع نماز خواندند ، پس از آن حضرت به ديوار قبله تكيه داده ايستاد و بعد از اداى حمد و ثناى الهىّ و درود بر حضرت رسول و استغفار براى مؤمنين و مؤمنات فرمود ) : ( 1 ) اى مردم شما سپاه زنى ( عائشه ) و پيرو حيوان زبان بسته‌اى ( شتر عائشه ) بوديد ، به صداى شتر بر انگيخته مى شديد ( بدور آن جمع مى گرديديد ) و هنگاميكه پى كرده شد ( كشته گرديد ) همگى گريختيد ( در جنگ جمل هودج عائشه را زره پوش و بر شترى نهاده در ميان لشگر قائم مقام علم نگاه‌داشته بدور آن گرد آمده بودند ، عائشه آنها را بر جنگ ترغيب مى نمود و آنان پروانه‌وار به دورش گشته رجز خوانده كشته مى شدند ، بزرگانشان فخر كنان مهار شتر را گرفته هر كدام به خاك مى افتاد ديگرى جاى او را مى گرفت ، تا آنكه بر هودج و شتر زخم بسيار وارد آمد ، حيوان زبان بسته از هول واقعه و سوزش زخمها فرياد ميكرد ، ايشان بيش از پيش جمع شده دورش را مى گرفتند تا سه پاى شتر قطع شد و نمى افتاد ، حضرت امير فرمود شيطان آن را نگاه‌داشته شمشير بر آن بزنيد ، چون شمشير زدند و به زمين افتاد مردم فرار كردند ، پس كسانى كه مصالح دين و دنياى خود را در اختيار زنى نهاده از شترى پيروى كنند ، مردمان پست باشند ، لذا مى فرمايد : ) ( 2 ) اخلاق و خوى شما سست و عهد و پيمان شما ناپايدار