تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
الْحَمِيدُ
: « 1 » زيرا بسى واضح است كه چيزى كه ذاتي چيزى نبود ، واز خود آن را نداشت ، اگر داراى آن شد ، البتة آن را غير خويش گرفته ودريافت نموده .
ذات نايافته از هستى بخش * كي تواند كه شود هستىبخش
پس جميع موجودات ممكنه كه هستى آن‌ها عارضى است ، منتهى شود به موجود بالذاتي كه هستى أو ذاتي است ، وآن ذات مقدس خداوند است كه مستجمع جميع صفات كمالية است . « 2 » در كتاب توحيد صدوق - عليه الرحمة - از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت شده كه گروهى به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردند : ما دعا مىكنيم وخدا را مىخوانيم ، ولى دعاى ما مستجاب نمىشود ، حضرت فرمودند : جهت آن است كه شما مىخوانيد كسى را كه نمىشناسيد أو را . « 3 » 2 . آن كه خواستهء خود را به صلاح ديد پروردگار خويش موكول نمايد ؛ زيرا فقط اوست كه عالم به مصالح بندگان ودانا به تمام أمور وعاقبت كارها است ، وچه بسا شخص امرى را صلاح وخير خود داند ؛ ولى در واقع ، آن امر براي وى شر باشد : قال - عزّ وجلّ - :
وَعَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
« 4 » وقال مخاطبا لنوح عليه السّلام :
فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ
« 5 » وبسا باشد شر بودن خواسته ، براي نداشتن استعداد دارا شدن آن است ، كه اگر مسؤول وى أجابت شود وآن خواسته به وى عطا گردد ، موجب تباهى وى يا ديگرى شود ، پس عدم أجابت دعا به جهت عدم استعداد وقابليت اوست .
طفل را گر نان دهى بر جاى شير * طفل مسكين را از آن نان مرده گير
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 15 . ( 2 ) . چنان چه كسى متوجه اين امر شد ودانست كه تمام موجودات ، حتى أنبيا وأوليا ، در هستى وبقاى خود محتاج ونيازمند به ذات مقدس پروردگارند ، تنها برآورنده حاجات را خداى متعال داند ، ومقربان درگاه أو را ( از پيغمبر وامام ) فقط شفيع وواسطه در آن حاجت داند ، نه مانند بعضي از عوام الناس كه وقتي در بقاع متبركه مىروند ، حاجت خود را از صاحب آن قبر مىخواهند وگمان دارند كه برآورندهء آن حاجت اوست ، كه البتة اين معنا شرك به خداست . ( مؤلف ) ( 3 ) . توحيد صدوق ، ص 289 . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 216 . ( 5 ) . هود ( 11 ) آيهء 46 .