وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى ، فَأَمَّا مَنْ طَغى ، وَآثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا ، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى ، وَأَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
« 1 » ، يعنى روزى كه يادآور مىشود انسان آنچه را كه در دنيا كوشش براي آن كرده بود ، وآشكار مىشود جهنم براي اشخاصى كه شهود كنند آن را ، پس هر كه از أوامر ونواهى خداوند سركشى كرد واختيار نمود زندگانى دنيا را ، پس به درستى ، جهنم جاى اوست ، واما آن كه ترسيد از بزرگى خداوند وجلوگيرى كرد نفس خود را از خواهشهاى آن ، پس بدرستى بهشت جاى اوست .
پس اگر انسان مؤمن متوجه باشد كه هر عملي مشهود ذات مقدس الهى است ومعتقد باشد كه هر عملي حتما جزاى مناسب خود دارد ؛ چنان چه در قرآن فرموده :
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ ، وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
« 2 » ، يعنى هر كه به اندازه سنگينى ذرهاى كار نيك ويا بد بكند ، جزاى آن را مىبيند « 3 » ؛ البتة هيچ زمان خيانت وظلم به كسى نخواهد نمود وشرم مىنمايد كه معصيت خداوند بكند .
وروايت است : زماني كه بندهء مؤمن پير شود ومعصيت نمايد ، خداوند مىفرمايد : من از عذاب أو شرم مىكنم ، ولى أو از نافرمانى خود شرم وحيا ندارد .
كرم بين ولطف خداوندگار * گنه بنده كرده است وأو شرمسار
مكن كه حيف بود دوست از خود آزردن * على الخصوص مر آن دوست را كه ثاني نيست
جعل اللّه عواقب أمورنا خيرا بمحمّد وآله الطيّبين الطّاهرين صلوات اللّه عليهم أجمعين ، والحمد للّه ربّ العالمين .
هامش
( 1 ) . نازعات ( 79 ) آيات 34 - 41 .
( 2 ) . زلزال ( 99 ) آيات 7 - 8 .
( 3 ) . اگر كسى كار خوبى در حق ديگرى بكند ، صورت آن كار خوب در خيال آن شخص ، منشأ محبت به أو مىشود ودر عوض ، احسانى به أو مىكند . اين احسان در واقع ، همان عملي است كه به اين صورت در آمده وبه أو رسيده است . بندهء مؤمن كه كار خيرى مىكند ، محبوب خداوند مىشود وخداوند در حق أو انعامى مىفرمايد كه اين انعام در واقع ، همان عمل خير اوست كه به اين صورت به أو واصل گرديده است ( مؤلف ) .