موجودات ؛ هر چه در آسمانها وزمين است ، تا از معرفت خالق خود برخوردار باشيد .
تفكّر كن تو در خلق سماوات * كه تا ممدوح حقّ گردى در آيات
چنان چه در قرآن ، در وصف أولو الألباب فرموده :
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ
« 1 »
وعمده ، اتّصاف انساني است به صفات محموده ودورى از خوىهاى بد ، در عالم برزخ به تجسّم اعمال ، البتة صفات حسنه به صورتهاى خوب ، وصفات رذيلة به صورتهاى بد مجسّم شوند ، وصفات نيكو سبب شادى روح وصفات بد صاحبان خود را منصدم سازند كه در حديث است : « يحشر بعض الناس على صور يحسن عندهم القردة والخنازير » « 2 » ، يعنى محشور مىشوند بعضي از مردم به صورتهائى كه صورت بوزينهها وخوكها در برابر آنها صورتهاى خوبى دارند ، اما مردمانى كه داراى صفات پسنديدهاى هستند با صورتهاى نيكو ومطبوع محشور گردند ، بلكه بعضي صفات خوب گناهان را محو مىكنند ؛ چنان چه در روايت است : « الخلق الحسن يميث الخطيئة كما تميث الشمس الجليد » « 3 » ، يعنى خلق نيكو گناه را نابود مىكند ؛ چنان چه خورشيد يخ را آب مىگرداند .
من نديدم در جهان جستجو * هيچ اهليّت به از خُلق نكو
خداوند مىفرمايد به حضرت خاتم الأنبياء صلّى اللّه عليه وآله :
إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
« 4 » . همان خلق نيكوى پيغمبر بود كه آن اعراب لجوج وكينهجو دست از بتپرستى برداشته واسلام آوردند ، وحسن خلق حضرت خاتم صلّى اللّه عليه وآله از جهت كمال عقلشان بود ، والبتة هر كه مقام عقلانيت أو بيشتر باشد ، مناسب با ملائكة بوده واخلاقش از ديگران ممتاز باشد كه در مدح وجود مباركش مردمان عالي قدر گفتهاند :
مصطفى اندر جهان ، وآنگه كسى گويد ز عقل ، * آفتاب اندر سما ، وآنگه كسى جويد سها
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 191 .
( 2 ) . أسفار ، ج 9 ، ص 165 و 227 .
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 504 .
( 4 ) . قلم ( 68 ) آيهء 4 .